نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !
امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !
دیدگاه ها (۳)

چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!هر ...

شبیه صندوق فطریه ای شدم خالیکه در محل مسیحی نشین تهران است.....

به یک نفر مسلط به زبان آدمیزاد برای رفع پاره ای دلتنگیها نیا...

دلم برای مداد سفید میسوزد.....!!!!‌سنی ازم گذشتو ﺁﺧﺮ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ...

### فصل اول | پارت ششمنویسنده: Ghazal شب، ساعت نه، سالن بزر...

چندپارتی☆p.1هوا سرد بود برف هایی که دیشب باریده بودن همه جار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط