چه بخواهـــــی. . .چه نــــــــه. . .
چه بخواهـــــی. . .چه نــــــــه. . .
بیادت هستم
حتی اگـرقـــــرارباشد. . .
شبی بی چـــــراغ. . .
تمام دنیــــا را. . .
درحســــرت یافتنت. . .
قدم بزنــــــم. . .
افسوس که تمام راهها به مزاری سرد و خاموش منتهی میشود به انتهای حسرت دوباره دیدنت...من در گوشه ی قلبم ساعتها به تو می اندیشم...فاصله ی دیدارت خاکی است که بین من و تو فاصله شده. سرم را بر مزارت میگذارم بازهم تپش های قلب من.و سکوت قلب تو..درد نبودنت چقدر سنگین است
بیادت هستم
حتی اگـرقـــــرارباشد. . .
شبی بی چـــــراغ. . .
تمام دنیــــا را. . .
درحســــرت یافتنت. . .
قدم بزنــــــم. . .
افسوس که تمام راهها به مزاری سرد و خاموش منتهی میشود به انتهای حسرت دوباره دیدنت...من در گوشه ی قلبم ساعتها به تو می اندیشم...فاصله ی دیدارت خاکی است که بین من و تو فاصله شده. سرم را بر مزارت میگذارم بازهم تپش های قلب من.و سکوت قلب تو..درد نبودنت چقدر سنگین است
- ۶۷۸
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط