{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخشید بچه ها دستم خورد و پارت بیستو شیش رو پاک کردم🙏🏻🙏🏻

ببخشید بچه ها دستم خورد و پارت بیستو شیش رو پاک کردم🙏🏻🙏🏻

مخملی

Part 26
*چند ساعت بعد*

تهیونگ که از کی بیدار بود از سکوت خونه فهمید همه خوابن.
اروم از لونش میاد بیرون و میره سمت اتاق جونگکوک
از جونگکوک بیشتر حرصش میومد چون خراب کرده بود دوست یابیشو. از لای در رد میشه و میره داخل
میره بالای تخت اروم. به باkسر و تن لخt جونگکوک نگاهی میندازه. میره سمت جونگکوک و به برامدگیش که از رو باkسر هم مشخص بود نگاه میکنه.‌ نیشخند کمرنگی میزنه و خم میشه گاز میگیره محکم و بعد سریع با سرعت نور فرار میکنه تو اتاق یونگی و همون کارو هم با اونم میکنه و بعد بدو بدو میره تو لونش و خودشو حرفه ای به خواب میزنه.
یونگی و جونگکوک با دردی که تو عضوشون پیچید هردو از درد داد میزنن و از اتاقشون میان بیرون دنبال گربه میگردن ولی با دیدن گربه که خوابه جونگکوک تعجب می‌کنه.
یونگی نگاه می‌کنه به جونگکوک که تعجب کرده.

یونگی- این بود من مطمئنم!

گربه داشت تو دلش بهشون میخندید و در سکوت و چشای بسته به مکالمشون گوش میداد. یواشکی چشاشو باز میکنه و به صورت سرخشون نگاه میکنه.
یونگی که حواسش جمع بود با دیدن چشای باز گربه می‌ره سمتش و از لونه در میارتش.

یونگی- ببین جونگکوک گفتم که این کرده!

جونگکوک اخمی میکنه و سمت گربه می‌ره.

کوک- چته تو وحشی شدی ها؟!

تهیونگ نیشخند کمرنگی میزنه و دور لباشو لiس میزنه. میخواست بگه حقتون بود ولی فقط چند تا میو خارج میشه از بین لباش. پنجه هاشو داشت اماده میکرد تا اگه اونا حرکتی زدن اون زود تر انجامش بده.
یونگی به جونگکوک نگاه میکنه.

یونگی- این با من آدمش میکنم با گربم تو برو بخواب

جونگکوک سرشو به تایید تکون میده و می‌ره تو اتاقش دراز میکشه.

🎀همین الان شاهد دعوای گربه ای هستید🎀

یونگی درحالی که گربه بغلش بود چشاشو می‌بنده به گربش تبدیل میشه.
از پشت گrدنه تهیونگ میگیره می‌بره تو اتاق خودش.
گربه میو های بلند میکنه ولی چون پشت گردنش گرفته شده بود نمیتونست تکون بخوره ولی هر از گاهی وول میخورد محکم.
وارد اتاق میشن و یونگی تهیونگو می‌زاره رو تخت میو عصبی ای میکنه و جنگی میزنه و گازش میگیره.
تهیونگ که دردش اومده بود میو بلند و جیغ مانندی میکنه و محکم وول میخوره و به یونگی لگد و چنگ های محکم و عمیق میزنه که بره اونور.
یونگی دوباره گازش میگیره بعد چندی که عصابش آروم شد شروع به لiس زدن اون می‌کنه.
ولی تهیونگ همچنان تحدید امیز و کشیده میو میگرد و هر از گاهی لگد میپروند و یونگی سعی می‌کرد ارومش کنه.
ولی تهیونگ اروم نمیشد چون پسر عادت داشت فقط خودش گاز بگیره و بقیه فقط ازش اطاعت کنن!
یونگی که عصبی و خسته شده بود چنگش میندازه و اونو میندازه اونور.
تهیونگ از این کارش خر خر از رو عصبانیت میکنه و میپره روش و توپاشو محکم گاز میگیره.
یونگی میو بلندی می‌کنه و محکم گازش میگیره.
با گزیده شدن رون سمت راستش میو بلندی از رو درد میکنه. حس میکرد که داره خون میاد. با دستش محکم و تند تند میزنه رو یونگی تا بره کنار و یونگی هم که اعصبی بود می‌ره کنار تا تهیونگ بره.

🎀پایان دعوای گربه ای🎀

تهیونگ چند بار میو اروم و نصفه ای میکنه و درحالی که لنگ میزد و خون می‌ریخت سمت اتاق جونگکوک میره و داخلش میشه. با صدای نازک شدش چند بار میو میکنه.
جونگکوک با صدای میو ارومی چشاشو باز می‌کنه. از بس بیدار شده بود و خوابیده بود سردرد گرفته بود. به پایین تخت نگاه می‌کنه که با تهیونگ مواجه میشه.

کوک- چیه چت شده اومدی اینجا میو میو می‌کنی؟ تنبیه شدی اره؟

تهیونگ میو اروم و نصفه ای میکنه و درحالی که لنگ میزد میپره رو تخت و پا و بوت خونیشو نشونه جونگکوک میده.
جونگکوک با دیدن بوت و پای خونی گربه روی موهای سفیدش هینی می‌کشه و سریع میگیرتش بغلت تا چکش کنه.
تهیونگ میخواست خودشو لوس کنه پس میو با صدای بغض الود و ارومش میکنه و به جونگکوک تکیه میده.
جونگکوک از دست یونگی اعصبی شده بود که اینجوری بچه رو زخمی کرده بود. بلند میشه تهیونگ رو می‌بره حموم با آب خون روی موهاشو پاک می‌کنه و با پنبه ضدعفونی می‌کنه.
تهیونگ که دردش میومد از ضد عفونی چند بار مقاومت میکنه ولی بعدش عادت میکنه و میزاره جونگکوک کارشو کنه.
بعد چندی کار جونگکوک تموم میشه آب رو موهای گربه رو میگیره و بغلش می‌کنه.
میرن سمت تخت دراز می‌کشه گربه رو می‌زاره تو بغلش.
تهیونگ درحالی که صورتشو به سینه جونگکوک میمالید خر خر میکنه و میخوابه اروم.
دیدگاه ها (۳)

برا منی تو یه دونه توی هفت اسمون :)

مخملیPart 31تهیونگ بدون اهمیت به نگاه اون دو تا به پسرش لبخن...

وایب مخملی رو میده

مخملیPart 30ته‌جو- اون فقط چند دقیقه بزرگتره همین!ته- به هر ...

مخملیPart 18🎀همین الان شاهد sمات گربه ای هستید اگه نمیخواید ...

مخملیpart 5با‌حس کشیده شدن زبونی رو سرش چشاشو باز میکنه سریع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط