{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P۲

P۲


ساعت ۱۰ شب از خواب بیدار شدی به اتاق پذیرایی رفتی جی هنوز خونه نیومده بود با رفتاری که امروز داشت اصلا دلت نمی‌خواست ببینیش برای اینکه حال و هوات عوض بشه رفتی کافه یه خودت میخواستی چند روز اونجا باشی یک شلوار بگ سیاه با یه تیشرت سیاه پوشیدی موهاتو بستی و از خونه بیرون رفتی وقتی به کافه رسیدی نفسی از آرامش کشیدی پیش بند قهوه ایت که مخصوص خودت بود رو بستی و منتظر مشتری شدی همینطور که سرت مشغول کار بود یه مشتری اومد که دوستت سوهیون بود(سوهیون پسره اوکی؟) سوهیون دوست بچگیت بود و خیلی با هم صمیمی بودید


علامت ا.ت علامت سوهیون &

عهههه سوهیون تویی دلم برات خیلی تنگ شده بود بعد عروسیم اصلا ندیدمت
&منم همینطور از ترس شوهرت هیچکس بهت نزدیک نمیشه
نه بابا اینطوری هم نیست
&اوکی بیا بشینیم یکم حرف بزنیم
باشه فقط چی میخوری؟
&یه آیس آمریکانو لطفاً
باشه
بفرمایید اینم آیس آمریکانو تون
&ممنون راستی چیکار می‌کنی رابطه ات با شوهرت چطوره پیش میره؟
خوب نیست اون منو اصلا دوست نداره
&تو اونو دوست داری
اوهوم بگذریم خودت هنوز هم سینگل به گور موندی؟
&نه بابا اینطوری هم نیست دوست دختر دارم
پس جریان اینه که ترکمون کردی؟
&نخیرم
پس الان دیگه نباید با هم حرف بزنیم چون تو دوست دختر داری ها حوصله گیس و گیس کشی با دوست دخترت رو ندارم
&نترس دوست دخترم اینقدر حساس نیست
خوبه پس
&ببخشید من دیگه باید برم دوست دخترم منتظرمه
باشه بابا اینقدر دوست دخترم دوست دخترم نکن حسودیمون میشه .
&باشه
بای بای
&بای



از سوهیون خداحافظی کردی بلاخره تونستی بعد این ماجرا یکم خوشحال باشی میخواستی بری بقیه کاراتو انجام بدی که یه مشتری جدید اومد احساس کردی سوهیونه اما جی بود ......




#جی #انهایپن #چند_پارتی
دیدگاه ها (۰)

رمان

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

.MY GOOD MISTAKE.

پارت ده یونگی: لونا عزیزم این کیهکه همون لحظه یونا اومد یونا...

پارت40 قمار یا زندگی

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت : ۲۹ » تهیونگ با نور خورشید بیدار ش...

#سناریو موضوع:وقتی برای سالگرد ازدواجتون سوپرایزشون میکنینام...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

وقتی مریض بودی ولی …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط