{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ده

پارت ده

یونگی: لونا عزیزم این کیه
که همون لحظه یونا اومد
یونا: ببخشید دیر اومدم رفتم سرویس
لونا: خب من همش رو به دوست پسرت گفتم و نوشتش من دیگه باید برم
یونا: باشه بای
لونا: بای
لونا: چیه میخواستی با اون پسره هم دعوا کنی
یونگی: آره امروز قراره با دوستام بریم شهربازی توهم میای
لونا: من نمی خوام
یونگی: ازت نپرسیدم که باید بیای
لونا: باشه بابا

ویو خونه
یونگی: لونا بیا یه چیزی بخور دیگه هیچی نخوردی
لونا: من گشنم نیست
یونگی: زود باش
لونا: من شیر کاکائو میخوام گشنم نیستتتتتتتتت
یونگی: باشه حالا چرا داد میزنی زود باش باید بریم زود باشه
لونا: من چی بپوشم
یونگی: لوناااااا
لونا: باشه داد نزن الان میرم لباس می‌پوشم میام
یونگی: زود باش

ویو شهر بازی
لونا: دوستان کجان
یونگی: اونجا
ویو لونا
با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با این دوستهههههه.............
دیدگاه ها (۰)

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

پارت هشت لونا: اون اون مادرم بود اشکام رو پاک کردم و جواب دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط