احساس کمبود محبت می کردم😔
احساس کمبود محبت می کردم😔
رفتم توی دستمال بتادین ریختم 😐
جلوی مامانم توش سرفه کردم
گفتم مامان از دهنم خون اومد😫
گفت از بس میشینی پای این اینترنه بی صاحاب😳
از اون ورم ابجیم داشت بالا وپایین میپریدو میگفت اخ جون اگه بمیره اتاقش واسه من میشه 😒 😞
بازم شکر که الحمدالل..وگرنه والا بخدا😐 😊
رفتم توی دستمال بتادین ریختم 😐
جلوی مامانم توش سرفه کردم
گفتم مامان از دهنم خون اومد😫
گفت از بس میشینی پای این اینترنه بی صاحاب😳
از اون ورم ابجیم داشت بالا وپایین میپریدو میگفت اخ جون اگه بمیره اتاقش واسه من میشه 😒 😞
بازم شکر که الحمدالل..وگرنه والا بخدا😐 😊
- ۲.۵k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط