{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونی تمومه امروزُ داشتم به نبودنت فکر میکردم

میدونی تمومه امروزُ داشتم به نبودنت فکر میکردم
نه که نباشیا هستی ولی خب نیستی:)
هی نگاه میکردم هی تو آدما تو نگاهاشون تو عطراشون تو حرفاشون دنبالت بودم دنبالِ یِ رد یِ نشونه از تو! نبود که نبود!
میخوام بگم که تو واسه من فقط،خودت بودی!
منم خب فقط واسه تو خودم بودم!
خنده‌هام واسه تو بود لج کردنام قهرکردنام همش واسه تو بود!
چون واست مهم بودم خب!
خب الان خیلی وقته نیستیُ هستی
یعنی جسمت نیست ولی روحت اینجاست پیشم!
نمیذاره کارایِ احمقانه بکنم!
خیالت هست آخ خیالت ...
با خیالت چی میتونم بکنم جز اینکه هر لحظه خاطره‌هامونو باهاش بالا پایین کنم که تنها نباشم نه؟
ببین اصلا نگران نباش!
خیالت نمیذاره
کسی بهم نزدیک شه چه برسه به اینکه بخواد جاتُ بگیره جانم!😔
دیدگاه ها (۱)

وقتی درسش بد بود و..

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part6دستمو گرفت و به سمت نه صندلی نه دیو...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

پسر بد (64)

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

My lovely neighbor part : 47

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط