My lovely neighbor part : 47
+ تصادف چطوری اتفاق افتاد؟
_ اون یه سگ کوچولو رو تو طرف مقابل جاده دید دروفس دیوونهی سگهای کوچولوئه در هر حال من سعی کردم تا جلوش رو بگیرم ولی جوری که اون از جاش پرید و دوید سریع تر از اونی بود که من بتونم بگیرمش "کارولا" هم هیچ شانسی برای وایسادن نداشت اون واقعا خوش شانس بود که زنه تندتر نمی رفت
+ قیافه ات خیلی خسته اس
_ داری میگی قیافه ام مثل گوه شده ، زن؟
اون خودش رو روی مبل انداخت و چشم هاش رو چرخوند
+ باید دیگه کم کم برم و بزارم استراحت کنی
_ نه
+ نه؟
+ میتونی بمونی؟
وقتی که جوابی ندادم اون گفت : لطفا
سرم رو تکون دادم
+ میتونم بمونم
اون روی جای خالی کنارش زد
_ بیا بشین کنارم
+ باشه
اون سرش رو به عقب تکیه داد و سکوت بینمون برقرار بود تا این که سمت من چرخید
_ تلاش خوبی بود
+ منظورت چیه؟
_ تو داشتی به خاطر این که باهم دربارهی اتفاقاتی که بینمون افتاده حرف نزنیم ، می پیچوندی
+ امشب وقت خوبی واسهی پیش کشیدن این موضوع نیست
_ تو هیچ وقت نمیخوای حلش کنی اگه همچین اتفاقی واسهی دروفس نمیفتاد تو هنوز داشتی از من فرار میکردی
+ متاسفم ولی تو راست میگی من احتمالا ترجیح میدادم که اون شب رو فراموش کنم ، همه چیز درباره ی اون شب خفت بار هستش
_ چرا خفت باره؟ تو مس**ت بودی ما باهم چند دقیقه رو گذروندیم با چندتا اتفاق گوه
+ تو من رو من***حرف کوچولو صدا زدی
_ خب چون یه من***حرف کوچولویی
+ مرسی که کاملا تاییدش کردی
_ این که چیز بدی نیست ، من عاشق اینم که تو یه دختر س***ک***سی کنجکاوی
+ تو عاشق اینی که من فیلم س***ک***س تو رو نگاه کردم؟
_ نه این چیزیه که دوست ندارم ولی من تو رو به خاطر کنجکاویت مقصر نمیدونم تو یه انسانی
ما به هم خیره شده بودیم تا وقتی که اون گفت :
_ تو میخوای یه چیزی ازم بپرسی بجنب بپرسش
+ اون کی بود؟
_ یه دوست دختر قدیمی به اسم " اِوِرلی " ما یه سفر به جامائیکا داشتیم اون فیلم برای بیشتر از پنج سال پیشه اون الان با یه پسره ازدواج کرده اینا خبرهای مزخرف قدیمی هستن چلسی
+ اون دلیلیه که تو انقدر گ***اییده شدی؟
_ وایسا ببينم....من هیچ وقت گ***اییده نشدم بعد تو منو متهم به بد صدا کردنت میکنی؟
اون لبخندی زد
_ نه اون با هیچی کار نداشت اون فقط قسمت کوچیکی از زندگی من بود اون موقع با خودمون فکر کردیم که شاید جالب باشه که فیلم خودمون رو ضبط کنیم اون موقع هایی که همش بدبیاری داشتم این دیسک رو انداختم تو جعبه حتی یه بارم ندیدمش اصلا تا وقتی که تو نگفتی یادم نبود که دارمش این همهی داستان بود...
+ من فکر میکردم که دیدن اون فیلم دلیل این بود که یهو دیوونه شدی یهو ول کردی رفتی
_ خدایا نه این هیچ وقت به خاطر فیلم نبود من اصلا بهش اهمیتی نمیدم من به خاطر پیامی که بهم دادی ول کردم رفتم
+ من فقط داشتم یه کم شیطنت میکردم وقتی که پروفایلت رو اکتیو دیدم یه کم ناراحت شدم و یکم هم حسادت کردم
سرم رو تکون دادم
+ چرا دارم اینا رو برات توضیح میدم؟
_ چون تو آدم صادقی هستی و منم این رو قابل احترام میدونم حالا که ما باهم صادقیم...و حرف از سایت شد...نمیخوام تا وقتی که من اون پسره مارک رو چک بکنم باهاش بری بيرون
+ تو نمیتونی دربارهی این که با کی قرار بذارم برام امر و نهی کنی
من حرفم رو قطع کردم تا دربارهی این که اون اصلا از کجا دربارهی این میدونه فکر کنم
+ تو چطوری دربارهی مارک میدونی؟
_ خانوم تو تنها کسی نیستی که میدونه چطوری فضولی کنه ، شرلوک خانوم
+ باهات بحث نمیکنم تو هکر یا یه همچین چیزی هستی؟
_ من اون اکانت رو ساختم يادته نابغه محض رضای خدا تو هیچ وقت اون اسم و رمز لعنتيت رو عوض نکردی تنها کاری که من باید بکنم اینه که اسمت و آتش 3 رو تایپ کنم و بعد هر کاری که میکنی رو میبینم
سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه عزیزان
_ اون یه سگ کوچولو رو تو طرف مقابل جاده دید دروفس دیوونهی سگهای کوچولوئه در هر حال من سعی کردم تا جلوش رو بگیرم ولی جوری که اون از جاش پرید و دوید سریع تر از اونی بود که من بتونم بگیرمش "کارولا" هم هیچ شانسی برای وایسادن نداشت اون واقعا خوش شانس بود که زنه تندتر نمی رفت
+ قیافه ات خیلی خسته اس
_ داری میگی قیافه ام مثل گوه شده ، زن؟
اون خودش رو روی مبل انداخت و چشم هاش رو چرخوند
+ باید دیگه کم کم برم و بزارم استراحت کنی
_ نه
+ نه؟
+ میتونی بمونی؟
وقتی که جوابی ندادم اون گفت : لطفا
سرم رو تکون دادم
+ میتونم بمونم
اون روی جای خالی کنارش زد
_ بیا بشین کنارم
+ باشه
اون سرش رو به عقب تکیه داد و سکوت بینمون برقرار بود تا این که سمت من چرخید
_ تلاش خوبی بود
+ منظورت چیه؟
_ تو داشتی به خاطر این که باهم دربارهی اتفاقاتی که بینمون افتاده حرف نزنیم ، می پیچوندی
+ امشب وقت خوبی واسهی پیش کشیدن این موضوع نیست
_ تو هیچ وقت نمیخوای حلش کنی اگه همچین اتفاقی واسهی دروفس نمیفتاد تو هنوز داشتی از من فرار میکردی
+ متاسفم ولی تو راست میگی من احتمالا ترجیح میدادم که اون شب رو فراموش کنم ، همه چیز درباره ی اون شب خفت بار هستش
_ چرا خفت باره؟ تو مس**ت بودی ما باهم چند دقیقه رو گذروندیم با چندتا اتفاق گوه
+ تو من رو من***حرف کوچولو صدا زدی
_ خب چون یه من***حرف کوچولویی
+ مرسی که کاملا تاییدش کردی
_ این که چیز بدی نیست ، من عاشق اینم که تو یه دختر س***ک***سی کنجکاوی
+ تو عاشق اینی که من فیلم س***ک***س تو رو نگاه کردم؟
_ نه این چیزیه که دوست ندارم ولی من تو رو به خاطر کنجکاویت مقصر نمیدونم تو یه انسانی
ما به هم خیره شده بودیم تا وقتی که اون گفت :
_ تو میخوای یه چیزی ازم بپرسی بجنب بپرسش
+ اون کی بود؟
_ یه دوست دختر قدیمی به اسم " اِوِرلی " ما یه سفر به جامائیکا داشتیم اون فیلم برای بیشتر از پنج سال پیشه اون الان با یه پسره ازدواج کرده اینا خبرهای مزخرف قدیمی هستن چلسی
+ اون دلیلیه که تو انقدر گ***اییده شدی؟
_ وایسا ببينم....من هیچ وقت گ***اییده نشدم بعد تو منو متهم به بد صدا کردنت میکنی؟
اون لبخندی زد
_ نه اون با هیچی کار نداشت اون فقط قسمت کوچیکی از زندگی من بود اون موقع با خودمون فکر کردیم که شاید جالب باشه که فیلم خودمون رو ضبط کنیم اون موقع هایی که همش بدبیاری داشتم این دیسک رو انداختم تو جعبه حتی یه بارم ندیدمش اصلا تا وقتی که تو نگفتی یادم نبود که دارمش این همهی داستان بود...
+ من فکر میکردم که دیدن اون فیلم دلیل این بود که یهو دیوونه شدی یهو ول کردی رفتی
_ خدایا نه این هیچ وقت به خاطر فیلم نبود من اصلا بهش اهمیتی نمیدم من به خاطر پیامی که بهم دادی ول کردم رفتم
+ من فقط داشتم یه کم شیطنت میکردم وقتی که پروفایلت رو اکتیو دیدم یه کم ناراحت شدم و یکم هم حسادت کردم
سرم رو تکون دادم
+ چرا دارم اینا رو برات توضیح میدم؟
_ چون تو آدم صادقی هستی و منم این رو قابل احترام میدونم حالا که ما باهم صادقیم...و حرف از سایت شد...نمیخوام تا وقتی که من اون پسره مارک رو چک بکنم باهاش بری بيرون
+ تو نمیتونی دربارهی این که با کی قرار بذارم برام امر و نهی کنی
من حرفم رو قطع کردم تا دربارهی این که اون اصلا از کجا دربارهی این میدونه فکر کنم
+ تو چطوری دربارهی مارک میدونی؟
_ خانوم تو تنها کسی نیستی که میدونه چطوری فضولی کنه ، شرلوک خانوم
+ باهات بحث نمیکنم تو هکر یا یه همچین چیزی هستی؟
_ من اون اکانت رو ساختم يادته نابغه محض رضای خدا تو هیچ وقت اون اسم و رمز لعنتيت رو عوض نکردی تنها کاری که من باید بکنم اینه که اسمت و آتش 3 رو تایپ کنم و بعد هر کاری که میکنی رو میبینم
سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه عزیزان
- ۴۴۹
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط