{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شبایی نفسمون برید بغضامون بارید ولی اشکامون و کسی ندید

یه شبایی نفسمون برید بغضامون بارید ولی اشکامون و کسی ندید...
یه شبایی نفس کم آوردیم...
اما دووم آوردیم...
یه شبایی فقط زنده بودیم...
زندگی نکردیم...
یه شبایی زنده هم نبودیم فقط بودیم...
همین...
دیدگاه ها (۵)

★彡   Part 55 彡★ شب، همه به دور آتش جمع شده بودیم.همه یعنی تم...

ᴘᴀʀᴛ ۶ | گذشته‌ی آرامدیر آروم پرونده رو باز کرد.ـ اسمش آراست...

پارت ۶۶

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏1●•_شرلوک هلمز_به هر زحمتی بود...

ددی مافیاپارت ۱۰اخر________________________🌜🌕🌛______________...

پاسخ به توهمات

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط