{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی

#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part²¹
.
.
.
.
.
ویو لینو
قلبم توی سینه ام داره مثل طبل میکوبه، باید همین الان بهش راجب به احساساتی که بهش دارم بگم، ولی فکر میکنم ا.ت به خاطر یک چیزی ناراحته...
جواب ندادن تلفنش.
گودی زیر چشم هاش.
و کبودی که روی گونه‌اشه.
+گریه کردی؟
_چی؟نه
کاملا مشخصه داره دروغ میگه.
+به من دروغ نگو.
_من...دروغ نمیگم که
+ا.ت...
چند قدم بهش نزدیک میشم و الان فاصله بینمون چند سانته.
+لطفا راستش رو بگو.
_لینو...من...دارم راستش رو بهت میگم
+نه نمیگی
توپی که توی دستم بود رو از دستم رها کردم و توپ قل خورد روی زمین. بازوی ا.ت رو گرفتم و اون رو چسبوندم به دیوار و روبه روش ایستادم.
+چرا روی گونه ات یک کبودیه؟
_چی؟
یکی از دستاش رو آورد سمت صورتش. گونه اش رو داشت لمس می‌کرد و دستش خورد به کبودی. آخی گفت و دستش رو دور کرد. من سریع مچ اون دستی که باهاش داشت گونه اش رو لمس می‌کرد رو گرفتم و بهش گفتم
+خوبی؟چیزیت شد؟

ویو ا.ت
متوجه کبودیه روی صورتم نشدم.لینو دستم رو گرفته و یکی از دستاش رو پشت گردنم گذاشته و با نگرانی نگاهم میکنه.
+خوبی؟چیزیت شد؟
_من...خوبم
+چرا چیزی نمیگی؟کی این کار رو باهات کرد؟
_هیشکی...توی راه خوردم زمین.
+نمیشه که هردفعه ازت بپرسم چی شده میگی افتادم زمین.
_لینو...اصلا مهم نیست.
خواستم برم سمت نیمکتم ولی منو دوباره گرفت و چسبوند سمت دیوار و این دفعه خیلی بیشتر از قبلش بهم نزدیک شد. یکی از دستاش رو به دیوار چسبوند و صورتش رو نزدیک صورتم آورد.
+احیانا...کار اون زنه است؟
_(سکوت)
+پس کار خودشه
_که چی؟ چرا برات مهمه؟(با بغض)
+ناراحتی ازینکه یک نفر نگرانته؟یک نفر میخواد ازت محافظت کنه؟
_من ازین ناراحتم که تو نگرانمی...
سرش رو یکم عقب برد.
+چی؟
_چرا همیشه توی کارام دخالت میکنی؟
+(سکوت)
_چرا بهم اهمیت میدی؟
+(سکوت)
_چرا میخوایی ازم محافظت کنی؟
دستش رو از روی دیوار برداشت یک قدم عقب رفت. به پایین نگاه میکرد و چیزی یر لب زمزمه کرد
+لعنتی
_چرا چیزی نمیگی؟
سرش رو آورد بالا و چشماش رو به چشمام دوخت
+تقصیر توئه
تک خنده ای کردم
_چی؟
+تقصیر توئه که...انقدر نگرانتم
_منظورت چیه؟
تن صداش رو یکم برد بالا
+لعنتی همش به خاطر توئه که مثل قبل نیستم...هرموقع میبینم یکی اذیتت میکنه عصبانی میشم. هرموقع میبینم یکی بهت آسیب زده کنترلم رو از دست میدم. هرموقع تورو میبینم قلبم میتپه.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۸)

معرفی فیکشن جدیدم(درخواستی)نام شخصیت ها:ا.ت_هان تعداد پارت:ن...

#چندپارتی#لینو#استری_کیدز{My enemy}part²².....ویو ا.ت بعد از...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز{My enemy}part²⁰.....ویو ا.ت به سخ...

#چندپارتی#لینو#استری_کیدز {My enemy}part¹⁹.....ویو لینوباورم...

چهار پارتی از لینو(عشقی میان سایه ها)

چهار پارتی از لینو( عشقی میان سایه ها )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط