چندپارتی
#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part¹⁹
.
.
.
.
.
ویو لینو
باورم نمیشه کل مدت توی مدرسه فقط داشتم با یه وون و هیون جون راجب به حسم به ا.ت حرف میزدیم.اصلا اگه بهش اعتراف کنم قبول میکنه؟
حالا اصلا داریم کجا میریم؟
+هی کجا داریم میریم.
*میریم رستورانی که ا.ت توش کار میکنه دیگه
+اونجا برای چی؟
*که وقت بیشتری به ا.ت بگذرونیم
(پرش زمانی به رستوران)
^ تعطیله که؟
*چرا آخه؟من گشنمههه!
گوشیم رو از توی جیب شلوارم در آوردم و شماره ا.ت رو گرفتم
^چیکار میکنی؟
+به ا.ت زنگ میزنم
*^شماره ا.ت رو داری؟؟
+آره...چتونه؟
ویو ا.ت
توی خونه ی اون زنه روی میز داشتیم ناهار میخوردیم البته فقط اون میخورد
£چرا غذات رو نمیخوری؟(سرد)
_گرسنه نیستم...
همین که جمله از دهانم اومد بیرون گوشیم که روی میز بین من و اون زنه بود زنگ خورد
اونی که بهم زنگ زد لینو بود
به محض اینکه اسمش رو دیدم گوشی رو سریع خاموش کردم ولی گوشیم یک بار دیگه زنگ خورد
لینو
£این کیه؟
_هیشکی...
£بهت گفتم به من دروغ نگو
_(سکوت)
£همون پسره است؟
_(سکوت)
£جوابم رو بده(عربده)
_آره...
£آدرس خونه اش رو بده
_چی؟
£آدرس خونه اش رو بده!
_برای چی میخوای؟
£نزار حرفم رو دوباره تکرار کنم
_من...آدرس خونه اش رو...ندارم
اون زن از جاش بلند شد و یک سیلی محکمی به صورتم زد. چونه ام رو با دستش گرفت رو سرم رو به طرف خودش چرخوند.
£ای سلیطه خیلی پررو شدی(با داد)
چونه ام رو ول کرد و یک سیلی دیگه به صورتم زد
£اگه یک بار دیگه ببینم با این پسره میچرخی و باهاش وقت بگذرونی از زندگی محرومت میکنم.
ادامه دارد...
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part¹⁹
.
.
.
.
.
ویو لینو
باورم نمیشه کل مدت توی مدرسه فقط داشتم با یه وون و هیون جون راجب به حسم به ا.ت حرف میزدیم.اصلا اگه بهش اعتراف کنم قبول میکنه؟
حالا اصلا داریم کجا میریم؟
+هی کجا داریم میریم.
*میریم رستورانی که ا.ت توش کار میکنه دیگه
+اونجا برای چی؟
*که وقت بیشتری به ا.ت بگذرونیم
(پرش زمانی به رستوران)
^ تعطیله که؟
*چرا آخه؟من گشنمههه!
گوشیم رو از توی جیب شلوارم در آوردم و شماره ا.ت رو گرفتم
^چیکار میکنی؟
+به ا.ت زنگ میزنم
*^شماره ا.ت رو داری؟؟
+آره...چتونه؟
ویو ا.ت
توی خونه ی اون زنه روی میز داشتیم ناهار میخوردیم البته فقط اون میخورد
£چرا غذات رو نمیخوری؟(سرد)
_گرسنه نیستم...
همین که جمله از دهانم اومد بیرون گوشیم که روی میز بین من و اون زنه بود زنگ خورد
اونی که بهم زنگ زد لینو بود
به محض اینکه اسمش رو دیدم گوشی رو سریع خاموش کردم ولی گوشیم یک بار دیگه زنگ خورد
لینو
£این کیه؟
_هیشکی...
£بهت گفتم به من دروغ نگو
_(سکوت)
£همون پسره است؟
_(سکوت)
£جوابم رو بده(عربده)
_آره...
£آدرس خونه اش رو بده
_چی؟
£آدرس خونه اش رو بده!
_برای چی میخوای؟
£نزار حرفم رو دوباره تکرار کنم
_من...آدرس خونه اش رو...ندارم
اون زن از جاش بلند شد و یک سیلی محکمی به صورتم زد. چونه ام رو با دستش گرفت رو سرم رو به طرف خودش چرخوند.
£ای سلیطه خیلی پررو شدی(با داد)
چونه ام رو ول کرد و یک سیلی دیگه به صورتم زد
£اگه یک بار دیگه ببینم با این پسره میچرخی و باهاش وقت بگذرونی از زندگی محرومت میکنم.
ادامه دارد...
- ۸۲
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط