( خانواده جاسوس)پارت6

( خانواده جاسوس)پارت6

زنگ اخر خورد

دامیان_بکی_انیا_نوچه های دامیان«اسم شون یادم نییی😒»موندن

لوسی:بچه‌ها نمیرید؟

همه:یکم دیگه میریم

لوسی«نمیدونم اگه بگم هیچی نمیشه؟؟ »


انا:خانم میخواد چیزی بگید؟؟ «لوسی این یه فرصت هست اگه دوس داری»

لوسی :اره خانم فورجر«انا ممنونم »

همه:بگین چی هست

لوسی:خب من یه قاتل حرفه ای هستم که بچه‌ بودم من خواهرم مادر و پدرم از دست دادیم میدونی چرا!


همه شوکه شدن :چراا

اون زمان زمان شیاصین بود الان میگی داری دروغ میگی ولی نه من راست میگم من و خواهرم شیطان کش شدیم و چند ماه هاشیرا شدیم من هاشیرا پروانه خواهرم هاشیرا گل بود

همه مردن و زنده شدن :ها؟؟ و چطوری شیاصین از بین بردین؟؟

لوسی:سوال خوبی بود! من خواهرم و تانجیرو یه دوست قدیمی تا الان زندس تونستیم موزان یعنی پادشاه شیاصین رو بکشیم

همه:خیلی سخت بود؟؟

لوسی:اره کن مردم چ رفتم پیش مامانم و بابام الان میگی ن چقدر دروغ میگی ولی راسته بخاطر نشانه شیطانیم زنده شدم الان میگی نشانه شیطانی؟؟ اره فکر کنم شما هم دارین اگه شیطان کش بودین چیزی بدی نیست بهم کمک میکنه تو مبارزه پیروز بشم

همه :خیلی درد کشیدنی ن کاشت شما هم مثل ما بودنی ن

لوسی اشک تو چشاش جمع شد :ک... ک.... کا... کاشت

انیا و انا بکی رفتن لوسی رو بغل کردن

و باهم رفتن

دامیان:پس تو هر حرک میزیدم میزدیم شما جا خالی میدی؟

لوسی:اره

انیا:لوسی میشه مبارزه کنیم؟ 🤩

لوسی :اره😁


تو مبارزه

انیا چند حرک زد

لوسی جا خالی داد

و توی 1 ثانیه برد

لوسی:«انیا عاشق شدی اگه اره 2 پلک بزن و اگه نه 3 😁»

انیا 2 پلک زد( یعنی اره)

لوسی:«خب کی هست؟ 🤭 بهش نگاه کن » [اینجا انا ذهن خوانی نکرد ]

انیا به دامیان نگاه کرد و لوسی فهمید

لوسی:دامیان پدرت دوس داری؟

دامیان:اره و نه  نمیدونم

لوسی:باس

دامیان:چرا این سوال پرسیدی

لوسی:هیچ وای دیر شد باید برم بای.....


امروز دوتا پارت دادمتعع
دیدگاه ها (۰)

عشقی حقیقی

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

عشقی حقیقی

لوید :انیا انیا :بله لوید:بودو کیفت رو بردار برو انیا:باش من...

P28بعد از ورزش زنگ خونه خورد انیا تو راه خوابگاه بود که در ا...

برگشتم پارت 3دامیان:( بیاد با انیا مهربون باشم اگه نباشم منو...

Anya x Damian پارت۵۸

زمرد های صورتی پارت ¹⁴فردا صبح °^صبح که شد آنیا بیدار شد و د...

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط