{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( خانواده جاسوس )پارت 5

( خانواده جاسوس )پارت 5

لوسی :نفر بعدی اقای دامیان دزموند بیاد اینجا

دامیان :چشم

لوسی:اقای دزموند اگه یه حرکت بلدی منو بزن

دامیان:چشم«الان میزنم که درد بکشی »

دامیان با کله قدرت ش لوسی زد ولی جا خالی داد

لوسی:اقای دزموند بد بود یکم مثل خانم فورجر باش

دامیان:باش، تمرین میکنم«خیلی رو مخم میره»

خانم لوسی یه نفر امد شماره ببینه

لوسی:بهش بگو بیاد اینجا

دنی:سلام وقت بخیر ببخشید مزاحم شدم

لوسی :«این اینجا چیکار میکنهههه»🍅سلام کارم داشتید؟

دنی:بله میشه تنهایی حرف بزنیم؟

لوسی:اره

رفتن دنی:چی شد کشتی ش

لوسی: خنگ مگه بازی هست وقت میخواد یکم صبر کن برا چیی؟؟

دنی:به تو چههمه😑😑

لوسی:تقصیر خودمه قبول کردم😒

دنی:«اره.....اره... عاشق شدم »🍅🍅امشب دعوتی بانو من

لوسی:«عاشقش شدم خیلی گوگولی هست گوگولی خودمه»🍅🍅باشه

لوسی رفت سره کلاس بچه‌ها کیا بلد نیست ن از خودشون دفاع کنن یا .... فردا من بهتون اموزش میدم کلاس تموم شد
دیدگاه ها (۰)

( خانواده جاسوس)پارت6زنگ اخر خورد دامیان_بکی_انیا_نوچه های د...

اگه دوس دارین اوز میکنم

خوانواده×جاسوس)پارت 4خشم شب و بنفش شب هم رو دیدن ( یعنی لوسی...

( جاسوس×خوانواده)پارت 3 لوسی داشت میوفتاد دنی گرفت تش ویو لو...

عشق تنها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط