{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

n

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ
"قلب تسخیر شده"
𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟖

════‌════‌════‌════‌═
_«تو با من داخل نمیای ، من نمی‌خوام خانواده‌ام زهرترک بشن...»

دختر بلند گفت.
صدایی که توجه مادربزرگ رو جلب کرد.

_«مریس ؟!»

از داخل خونه صدا اومد...

دختر دستی روی دهانش گذاشت و در ذهن بی‌شمار ناسزا برای مرد را ردیف کرد.

_«نگفتی چطور خودم رو معرفی کنم...»

دختر دست مرد را گرفت و کشان‌کشان او را به داخل کوچه‌ای برد.
چمدان‌اش هم روی زمین کمی آن‌ور تر افتاد.

_«الان این مهم‌ترین چیزه ؟»
_«پس چی ؟»
_«چطور قراره توضیح بدم که خیلی یهویی چشمام قهوه‌ای شده ؟»
دختر‌ نگران به‌نظر می‌رسید.
و انگار توجهی به دست‌اش که در دست لوسیفر ، قفل شده بود نداشت ؟

دختر حواس‌اش نبود ؟
خب لوسیفر قرار نبود فرصت سواستفاده را از دست بدهد.

به آرامی بدن دختر را به دیوار کوچه تکیه داد و بدنش را به بدن دختر نزدیک کرد ، و بالاتنه‌هایشان را به هم چسباند.
در جواب ؟
مریس روی پنجه‌ی پا اومد و صورتش را به گوش مرد نزدیک کرد.

شلوارش در شرف پاره‌شدن بود.

_«ابلیس...»

اسمش همیشه اینقدر شیرین بود ؟
غرشی از ته گلوی مرد آزاد شد.

_«مردک هول احمق حرو٫م‌ز٫اده...»

و لگدی به کشاله‌ی ران مرد زد...
لوسیفر به دیوار پشت‌سر تکیه داد و دستش را روی کشاله‌ی ران احتمالا کبودشده‌اش گذاشت.
لعنتی...

_«تو میری هرگوری که تاالان بودی و هیچ‌جا همراه من نمیای...منح٫رف...»

بعد هم دختر روی پنجه‌ی پا چرخید، چمدانش را برداشت و رفت.
هرکس دیگری بود تاحالا سلاخی و از دروازه‌های جهنم آویزون شده بود اما لوسیفر حتی نمی‌توانست از جایش روی زمین بلند شود...دلیلش هم به خودش مربوط بود.
نگاهی به پایین کرد.

_«تو هم نفرین شدی ؟ لعنتی برگرد سرجات...»
════‌════‌════‌════‌═
سیسی ها،میدونید کشاله ران کجاست دیگه؟
و اگه گفتید جمله اخرو لوسیفر با کی بود؟🌝😂
شرط:۱۲۰ لایک و ۱۷۰ کامنت
«کامنت‌های تکراری رو حساب نمیکنم»❤️🙂‍↔️
◤𝒇𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 𝒎𝒆✯ : @Nova_the.star
ناوــا
دیدگاه ها (۲۱۹)

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟗════‌════‌════‌════‌═ر...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟑𝟎════‌════‌════‌════‌═س...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟕════‌════‌════‌════‌═د...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟔════‌════‌════‌════‌═_...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟐════‌════‌════‌════‌═_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط