رفتی و تنهای تنها
رفتی و تنهای تنها
مردم از بی همزبانی
رفتی و بعداز تو من ،
همچنان خاکستری، مانده بعد از کاروانی
بعد آن فرزانگیها
گم شدم در بی نشانی
آمدم من کو به کو،خسته و بی آرزو
همچنان برگ خزانی
آمدی تا آنکه باشی با من
بعد عمری تنها
چشم تو همچون ستاره تابد
در سکوت شبها
ای که بودی سایه ی من عمری
در شب مستی ها
تا ابد باید بمانی با من
بعد از این در دنیا....
"شب خوش "
مردم از بی همزبانی
رفتی و بعداز تو من ،
همچنان خاکستری، مانده بعد از کاروانی
بعد آن فرزانگیها
گم شدم در بی نشانی
آمدم من کو به کو،خسته و بی آرزو
همچنان برگ خزانی
آمدی تا آنکه باشی با من
بعد عمری تنها
چشم تو همچون ستاره تابد
در سکوت شبها
ای که بودی سایه ی من عمری
در شب مستی ها
تا ابد باید بمانی با من
بعد از این در دنیا....
"شب خوش "
- ۶۵۸
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط