{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی و تنهای تنها

رفتی و تنهای تنها
مردم از بی همزبانی
رفتی و بعداز تو من ،
همچنان خاکستری، مانده بعد از کاروانی
بعد آن فرزانگیها
گم شدم در بی نشانی
آمدم من کو به کو،خسته و بی آرزو
همچنان برگ خزانی
آمدی تا آنکه باشی با من
بعد عمری تنها
چشم تو همچون ستاره تابد
در سکوت شبها
ای که بودی سایه ی من عمری
در شب مستی ها
تا ابد باید بمانی با من
بعد از این در دنیا....

"شب خوش "
دیدگاه ها (۱)

آمدی ای نازنین رفته ام باز آمدیبار دیگر با دل دیوانه دمساز آ...

عمری هر شب در ره گذارتماندم چشم انتظارتشاید یک شب بیاییدردا ...

آمَدَم    امّا    نَبودی     نازَنینیادِ تو  بود و  نَبودی  ...

شاهرخ _ برج عاج

‍ جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

در دل شب هر ستاره ی قصه های خود را روایت مبکنددر قعر خاموشی ...

و من چون بغض کوری در گلوی اصفهان ماندم

خسته تر از صدای من گریه ی بی صدای توحیف که مانده پیش من خاطر...

در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدیدل به پایت افتاد آرزو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط