{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزا به همین ترتیب با بیم و امید و شور و هیجان میگذشت...

روزا به همین ترتیب با بیم و امید و شور و هیجان میگذشت...
خیلیا ممکنه دوستت داشته باشن اما اینکه یه نفر یه جور خاص دوستت داشته باشه...
بهت قدرت و شهامت میده...
همه چی رو پر رنگتر و زیباتر میبینی...
انگار لحظه هات هدف‌مند میشن و خیلی احساسات خوب دیگه...
همه ی اینا،هیچ ربطی به این نداره که کی هستی و چه جایگاهی داری!
فقط اگه دل داشته باشی... کارت تمومه!
یواش یواش، خودم احساس میکردم که یه جورایی دارم درگیر میشم!
اما از اونجایی که آدم مغروری بودم فک میکردم همه چی تحت کنترله!
ضمن اینکه خودمو توجیه میکردم که دیگه سال آخر دانشگاه هستم و حالا یه کمی شیطنت مشکلی نداره!
این غرورم، تکبر نبود...
بیشتر، اعتماد به نفس بود
یه مقداریش بر میگشت به نوع رفتار مامانم که باعث شده بود از بچگی کاملا، مستقل عمل کنم و یه مقداری هم برمیگشت به اینکه خودمو آدم موفقی میدونستم!
هرچی نبود،من تا سال چهارم دبیرستان، (به جز سال دوم که با معلم جبرمون دعوام شد و توو کارنامه بهم صفر داد!!!!)
همیشه شاگرد اول بودم!
توو کنکور هم با رتبه ی 523 رشته، مهندسی عمران یکی از بهترین دانشگاه‌های تهران قبول شدم...
همه ی اینها باعث میشد با اعتماد به نفس زیاد، فک کنم، همه چی تحت کنترله و هیچ اشتباهی رخ نخواهد داد!!!
اما یواش یواش...
دوستی ساده ی ما، غیر معمولی شد...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱ ویو ا.ت از خودم ، دانشگاهم و هم دانشگاهیام متنفر بودم...

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : one ویوی جونگ کوک :دوباره اونو ...

من کایرام کسی که به کل ویپاپ هیت داد اونم سر عقده ایی که داش...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 116・⁠]⁠ᕗبلند خندیدم و مثلا د...

امروز تولد کوکی مون تولدش مبارک 🥳🥳🥳🥳🥳🥳تولدت مبارک جونگکوکی🥹...

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط