{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا که خداوند چنین داد و چنانت

حالا که خداوند چنین داد و چنانت

خیرات بکن بوسه ای از کنج دهانت

اصلا دل‌مان هیچ! فقیران غریبیم

محتاجِ زکاتیم ز خرمای لبانت

آزرده‌ی راهیم و تو شیخِ خرقانی

ایمان که نداریم، چه شد وعده‌ی نانت؟

با عشقِ مَجازی، دل ما، کهنه رفیق است

جز جسم تو، کو پنجره‌ای باز به جانت؟
دیدگاه ها (۲)

حالا که خداوند چنین داد و چنانتخیرات بکن بوسه ای از کنج دهان...

حالا که خداوند چنین داد و چنانَتخیرات بده بوسه ای از کُنجِ د...

حالا که که خداوند چنین داد و چنانت خیرات بکن بوسه ای از کنج...

در ثانیه ، صد مرتبه میزد ضربانتتا شد دل و جانم به فدای دل و ...

***** لالایی ... ، اصغرم ؛***** لای ، لای... ، لای ، لای****...

بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ در کنج ِ لبانتآن خط ِ لب و قرمزیه ...

@tanin‌ بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ در کنج ِ لبانتآن خط ِ لب و...

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_بیست_و_هشتمهزار عقده ز دل ای سرشک و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط