حالا که خداوند چنین داد و چنانت
حالا که خداوند چنین داد و چنانت
خیرات بکن بوسه ای از کنج دهانت
اصلا دلمان هیچ، فقیران غریبیم
محتاجِ زکاتیم ز خرمای لبانت
آزردهی راهیم، تو شیخِ خرقانی
ایمان که نداریم، چه شد وعدۀ نانت؟
با عشقِ مَجازی، دل ما، کهنه رفیق است
جز جسم تو، کو پنجرهای باز به جانت؟
حمید ضیایی
خیرات بکن بوسه ای از کنج دهانت
اصلا دلمان هیچ، فقیران غریبیم
محتاجِ زکاتیم ز خرمای لبانت
آزردهی راهیم، تو شیخِ خرقانی
ایمان که نداریم، چه شد وعدۀ نانت؟
با عشقِ مَجازی، دل ما، کهنه رفیق است
جز جسم تو، کو پنجرهای باز به جانت؟
حمید ضیایی
- ۸۲۹
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط