{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه به یادت چشمانم را به در میدوزم ودر آن هنگام که از د

همیشه به یادت چشمانم را به در میدوزم ودر آن هنگام که از در میایی خودم را در آغوش پر مهرت می افکنم و تو با آن گرمای تنت مرا در آغوش میکشی ولبان گرمت رابر روی لبانم میگزاری وزیر لب میگوی دوستت دارم
دیدگاه ها (۱)

بهشت زیر..... مادران است

خخخخخخخ....:-!

بچه های دوره٩٠ چقدر ماها چشمو گوش بسته بودیم والا

سامیا جون

مرد بی رحم

مرد بی رحم

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۴فلیکس وقتی اون حرفو از زبون تو شنید، ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط