{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک کوتاه از جونگکوک

فیک کوتاه از جونگکوک

رقصیدن با تو...

رقصیدن چیز عادی‌ای بود ولی جونگ کوک نمیتونست ضربان قلبش و نفس کشیدنشو کنترل کنه
آهنگ پخش شد و شروع کردن به رقصیدن
جونگ کوک میتونست با دستش که دور کمر بلا حلقه بود گرمای بدنشو حس کنه که بهش آرامش میداد
ولی آرامش اصلی توی چشمای سبز رنگ بلا بود
در همون لحظات که ذهن و بدن جونگ کوک به تکاپو افتاده بود بلا درحال تحمل کردن باری سنگین بود
بار بزرگی از استرس !
برای اولین بار بود که به مهمونی دنس میومد و خیلی سعی میکرد که خطایی ازش سر نزنه
_حالت خوبه بلا؟
او...اوهوم...چطور؟
جونگ کوک لبخندی زد تو به سمت گوش بلا خم شد و آروم زمزمه کرد:
نمیتونی به کسی که دستات تو دستاشه و حرکات بدنتو هدایت میکنه دروغ بگی !
و بلا رو تو اوج آهنگ بلند کرد و دوباره آروم روی زمین گذاشت
بلا نفسی کشید و گفت:
اکی...خوب نیستم ! از استرس دارم میمیرم !
جونگ کوک دست بلا رو گرفت و به سمت بیرون کشیدش:
دنبالم بیا
یکم که از سالن دور شدن جونگ کوک شروع کرد به دوییدن
بلا‌ هم هی با کفشای پاشنه بلندش سکندری میخورد:
هی یکم آروم تر !
_زودباش...الانه که شروع بشه !
چی میخواد شروع بشه!؟
_خواهی دید
جونگ کوک بلا رو تو حیاط برد و کنار حوض نشوند‌:
الان شروع میشه ! آسمونو نگاه کن
بلا سرشو بالا برد به آسمون تیره‌ی شب خیره شد
به موقع رسیده بودن !
آتیش بازی شروع شد و کل آسمون رو روشن کرد !
خیلی باشکوه بود
جونگ کوک به روی شونش اشاره کرد و بلا به بازوی جونگ کوک چسبید و سرشو روی شونش گذاشت
_من آرامشو توی پاریس پیدا کردم...مگه میشه تو همیچین جایی آروم نبود؟
بلا خم شد و به جونگ کوک نگاه کرد که محو آسمون شده بود
چونه‌ی جونگ کوک رو گرفت و به سمت خودش برگردوند و خندید:
ولی من‌آرامشو پیش تو پیدا کردم !✨

پایان...
دیدگاه ها (۱)

"soled"پارت ۲۲همینطور در حال رفتن بودید که با قرار گرفتن ی پ...

تک پارتی از جیهوپ مشکل چیه...؟!جیهوپ با پرتو های نور آفتاب ک...

فیک کوتاه از جونگکوکرقصیدن با تو ...(درخواستی)چراغ های بیشما...

"soled"پارت ۲۱و دستمو محکم گرفت و با سرعت به سمت ماشین می‌رف...

استاد اخمو ۴۲ ( آخر)

خانواده ی جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط