★همیشه ماها فحش اول و آخر و میکشیم به دنیایی که توشیم★بی
★همیشه ماها فحش اول و آخر و میکشیم به دنیایی که توشیم★بی خبر از دخترایی که راه افتادن تو خیابان با کلیه ی فروشی★وقتی بغض آدم میترکه یعنی دیگه راهی واسه فرار نیست★یه دختر تو خیابونا آواره شده با چشم های خیس★زندگیش سخته پدرش وسط سرنگ های تزریقی وداع آخر و گفت★این دختر تا امروز دست به تنش نخورده واسه پوله مفت★از این دنیا تنها چیزی که واسش مونده یه مادره پیره رو تخت بیمارستان★وقتی که دید دیگه راهی نیست یه حسی گفت:کلیه هاتو بفروش بریز به حساب★تو خودت خوب میدونی خنده های این جماعت یعنی نامردی★اما دیگه راهی واست نمونده تو به اشک های مادرت پایبندی★یه حس بی کسی،با قدم های ضربدری راه میره توی کوچه★خدایا اگه حواست هست کمک کن کلیه هاشو نفروشه★
- ۱.۹k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط