{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب های مرده پارت

قلب های مرده پارت ۳۱

ا.ت : ما هیچکاری نکردیم!!
جونگکوک : که اینطور...پس دوساعت تو اتاق نشستین همدیگه رو نگاه کردید؟
یکم مکث کردم و جواب دادم
ا.ت : باید بهت جواب پس بدم؟!!!؟!
حرفی نزد اما صدای بهم خوردن دندوناش‌ رو حس کردم
اهمیت ندادم
وقتی رسیدیم تازه ساعت ۹ شب بود.تقریبا نیم ساعت ، یک ساعتی توی راه بودیم حتما اثر مستی سئوهیون تموم شده.

وقتی جونگکوک توی حیاط بزرگ عمارت پارم کرد غریدم:
-پس سئوهیون چی؟!
جونگکوک : اینجا امشب ، تیو اتاق تو میمونه
ا.ت : اما اگه مامانش بف...
جونگکوک : اگه مامانش بفهمه مست کرده براش بد تموم میشه
از ماشین پیاده شد و منم سکوت کردم.
آروم‌میزدم به شونه های سئوهیون و اروم صداش میکردم  ولی بیدار نمیشد.
یهو جونگکوک اومد در پشت رو باز کرد و فریاد زد تا سئوهیون بیدار شه
سئوهیون یهو از خواب پرید...به جونگکوک عصبانی گفتم :
ا‌.ت : زده به سرت؟!!
جونگکوک : میخواستی به روش تو بیدارش میکردیم؟ اوه بیخیال دختر تا فردا طول میکشید
انگار شاکی بود ... سئوهیون خوابآلود بلند شد
از ماشین پیاده شدم و سئوهیون دنبالم اومد
منم دنبال جونگکوک میرفتم.
یهو در عمارت باز شد و مامانم سریع دوید توی حیاط بزرگ، اومد سمت من و محکم بغلم کرد
مامان ا.ت : ا.ت کجا بودی؟؟؟؟ میدونی از صبح چقدر نگران شدم
ا.ت : ببخشید مامان باید بهت میگفتم که بعد از مدرسه میرم پیش سئوهیون
از اونور سئوهیون خواب‌آلود گفت :
-خاله نگران نباشید جای ا.ت پیش من امن بود
مامانم نفسی از سر اسودگی کشید و به جونگکوک نگاه کرد
مامان ا.ت : پسرم تو چرا اینارو اوردی؟ هوف دستت درد نکنه اگه تو نبودی باید تا فردا استرس میکشیدم
با تردید و یه لبخند ساختگی به مامانم گفتم :
ا.ت : عام...مامان میشه سئوهیون امشب اینجا بخوابه؟!...
مامان ا.ت : چرا سئوهیون رو اوردین؟ جونگکوک نکنه سئوهیون رو هم اشتباهی اوردی چون خواهرت رو نمیشناسی؟!
جونگکوک : نه خانوم جانگ اینطور نیست...
سئوهیون یهو گفت:
-من خودم خواستم با ا.ت یه شب دخترونه داشتیم باشیم...در ضمن شماهم میتونید بیاید تا غیبت کنیم
و بعد خنده ریزی کرد
مامانم هم خنده ای به رو لبش اومد
مامان ا.ت : حتما باشهه
سئوهیون خوب کارشو بلده
دیدگاه ها (۱۸)

قلب های مرده پارت ۳۲وقتی وارد اتاقم شدیم سئوهیون چشماش باز ش...

قلب های مرده پارت ۳۳با دست به مبل اشاره کردما.ت : کنترل اونج...

قلب های مرده پارت ۳۰یه حسی بهم دست داد...نه نه عمرا اون حس ح...

قلب های مرده پارت ۲۹وقتی بهم رسید دستشو با حرکات شل و ولش که...

تکپارتی جونگکوک <●ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط