{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بو

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود.او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت:
((ارباب،آیا حقیقت دارد که خداوندپیش از بدنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟))
او پاسخ داد:((بله))
خدمتکار پرسید:....
((آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟))
ارباب دوباره پاسخ داد:((بله))
خدمتکار گفت:
((پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند؟))
اثر نا شناس


نرم افزار کاغذ
دیدگاه ها (۲)

ده توصيه مهم براي دستيابي به زندگي موفق - 10 توصيه براي دس...

<b>ﺭﻭﺵ ﻧﺎﻑ‏ ﺑﺮﺍﻥ</b><p>ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺩﺭ ﻗﺪﯾﻢ ﺍﻻﯾﺎﻡ، ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻫﺎ ﮐﺎﺭ...

دعایی جهت آسانی قبض روح بعد از هر نماز قرائت شودبِسْمِ اللهِ...

. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﺴﺘﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ...ﺗﻨﻬﺎ ﮐ...

بسم الله الرحمن الرحیمنهج‌البلاغه قسمت سوم :مگر می‌شود که خد...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

سایه مافیا

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. ...

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. ...

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. ...

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. ...

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. ...

به او اعتماد کن - به او اعتماد کنداستان کوتاهمردی ثروتمند وج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط