{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی حالم بد بود

وقتی حالم بد بود
خیلی چیزا داشتم کم بود
هیچ کسی هم دورم نبود
دستمو گرفتی چه زود
وقتی همه پسم‌زدن
شروع کردم قدم زدن
تو خلوت خودم بودم و
میخواستم بگیری جونمو

گفتم
خدا خودت بیا و
دستتو بزار رو شونه هام
آروم بشم
چرا اینجورین باهام
این آدمای توی شهر
انقدر پس زدن منو
تا از همشون دور بشم
مثل آب زلال بودم
کاری کردن تیره بشم

رو شونه هام غمه
خستم من از همه
کاشکی یه بار بیای
نوازشم کنی بغل بگیرمت
حتی تو تنهایی
قبل من اونجایی
بازم مرامتو که
منو تنهام نمیذاری

خدا خودت بیا و
دستتو بزار رو شونه هام
آروم بشم چرا اینجورین باهام
این آدمای توی شهر
انقدر پس زدن منو
تا از همشون دور بشم
مثل آبزلال بودم
کاری کردن تیره بشم.....

#NEW_SONG #MACAN_BAND #Khoda
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵³ویو: اترسیدیم به عمارت.همین که د...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

پارت ۳ویو جونگ کوک شب شده بود امشب با پسرا جمع شده بودیم زیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط