{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقبال من از رفتنت تو سخت سیاه است

اقبال من از رفتنت تو سخت سیاه است
من مثل زمینی شدم و چشم تو ماه است
من بی تو دلم گشته پر از غصه و تشویش
آغوش تو در این همه غم امن و پناه است
شادی به دلم بی تو دگر گم شده معنا
دنیای من از غصه و غم بی تو تباه است
وقتی که به من خیره شوی شاعر قصرم
احساس من از دیدن تو بند نگاه است
اندوه و غمت تیشه به قلبم زده انگار
اقبال دلم از غم تو سخت سیاه است
دیدگاه ها (۱)

گاهے "لبخند" گاهے اشڪ ... دلتنگے از بین نمے رود! امروز دلتنگ...

(شبتان خوش )تا بخود من آمدم دیدم تو را گم کرده امرو به روی ع...

قصه های عاشقی در این زمان از یاد رفتپشت کوه بیستون معشوقه ی ...

فلکین قانلین الیندن بیر آتلمیش یئره اندی دست خونین فلک / بخ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

عاشقانه

نگارا نگارا مرو از برمبه فصل شکفتن مکن پرپرمهمه هستی من ز عش...

بیا امشب در آغوشت برایم شعر معنا کندر آغوشم بکش، چشمان خیسم ...

خواهم که بگسلم ز خود از افتراق توجانم به لب رسیده دگر از فرا...

خوب گوش کنید و بخونید کاشکی درک کنی شاعر تب دارت رااز چه روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط