{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱ پارت۳۱ 🌌

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱ پارت۳۱ 🌌
راهرو هنوز پر از سر و صدا بود.
همه به هم فشار میاوردن
ایدا سعی کرد خودشو از میان جمعیت جلو ببکشه
«لطفاً آرامش خود را حفظ کنید»
اما...
هیچ‌کس حتی صدایش را هم نمی‌شنید
جمعیت مثل موج او را عقب هل می‌داد
ایمیی اخمش رفت توهم
(تو دلش): اینطوری که فایده نداره...
نگاش به سقف افتاد
بعد به ایدا  لبخند کوچکی زد
«اوه... فهمیدم.»
دکو که هنوز یقه‌اش دست ایمی بود با تعجب گفت:
«ها؟»
ایمی بدون اینکه جواب بدهد خیلی آرام دستش را داخل جیب هودیش برد
تمرکز..
همون لحظه...
بدن ایدا ناگهان از زمین جدا شد
ها؟!
ایدا با تعجب پایین را نگاه کرد
چ...چی شد؟!
بدون اینکه حتی خودش متوجه شود...آرام...آرام...چند متر بالا رفت
دکو با چشمانی گرد شده فقط به ایمی نگاه کرد.
«ا...ایمی...»
ایمی فقط خیلی بی‌حوصله گفت:
هیس... بذار حرفشو بزنه... بعدشم حالا نوبت بقیه س به سخنرانی هاش گوش بدن همش که ما نباید گوش کنیم
ایدا که حالا تقریباً بالای جمعیت بود سریع موقعیتو فهمید و برا همین صاف ایستاد و دستشو بالا برد
با تمام قدرت فریاد زد:
همه آرام باشید!
صدایش در تمام سالن پیچید
همه ناخودآگاه ساکت شدند
این فقط خبرنگارها هستند! هیچ حمله‌ای صورت نگرفته! لطفاً نظم خود را حفظ کنید
چند ثانیه بعد کم‌کم...جمعیت آرام شد
دانش‌آموزها نفس راحتی کشیدند
ایمی آهی کشید.
«بالاخره... بدم از شلوغی میاد اونجوریی هیچی نمیتونه درست سرجاش باشه............ بعد خیلی آرام فشار کوسش را کم کرد
ایدا احساس کرد دوباره به سمت زمین پایین می‌آید
خیلی نرم حتی پاهایش به زمین رسید چند ثانیه مات ماند
بعد برگشت
نگاهش مستقیم روی ایمی افتاد
دکو هم همان لحظه فهمید.
«صبر کن...»
«...این کار تو بود؟»
ایمی خیلی عادی شانه بالا انداخت
«مگه کس دیگه‌ای هم این دور و برا می‌تونه آدمارو پرواز بده؟»
دکو: 😳😳😳 اما اما من فکر میکردم تله کینزی تو فقط میتونه اجسام رو کنترل کنه..... این از تصوراتم بیشتره... بعد سریع دفترشو برداشت تا اینو یادداشت کنه
ایدا چند قدم جلو آمد.
کاملاً جدی تعظیم کوتاهی کرد.
«هوشیکاوا سان... از شما بسیار سپاسگزارم اگر کمک شما نبود، احتمالاً نمی‌توانستم جمعیت را آرام کنم.»
ایمی دستپاچه شد
اَه... بابا چیزی نبود... فقط دیدم قدت کمه گفتم یکم بلندتر شی بهتر دیده میشی( خاک تو سرم با این حرف زدنم😣 اخه این چرت و پرتا چیه میگه هه اروم باش استرستو کنترل کن)
اولش ایدا از جواب دستپا شکسته ایمی جا خورد اما داخل دلش...
«هوشیکاوا... از آنچه نشان می‌دهدز بسیار قابل‌اعتمادتر است...»
خلاصه
آروم‌آروم با کمک ایدا راهروی شلوغ دوباره نظم گرفتصدای آژیر خاموش شد.
یکی از کارکنان یو.ای با بلندگو اعلام کرد:لطفاً آرامش خود را حفظ کنید هیچ حمله‌ای صورت نگرفته است خبرنگاران بدون مجوز وارد محوطه شده بودند و اکنون شرایط کاملاً تحت کنترل ما
بعدش خبرنگارها را بیرون کردن و دانش‌آموزها هم کم‌کم نفس راحتی کشیدند.
ایدا هنوز از خجالت سرش پایین بود.
ایدا: ...اگر من زودتر متوجه می‌شدم... هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد...
دکو لبخند زد.
نه... برعکس
ایدا سرش را بلند کرد
دکو ادامه داد: تو تنها کسی بودی که وسط اون شلوغی به فکر بقیهبودی
ایمی هم دست به سینه کنار دیوار ایستاده بود
آره... قبول دارم بعد( بعد با یه لحن بلند و عصبی طور گفت)
میشه الان ازت یه سوال بپرسم چرا تو اصلا ناراحتی مگه تو مثل ویلنا وارد شدی ارامش چند تا بدبخت مثل منو بهم زدی واسه دوتا خبر
ایدا با تعجب نگاهشکرد
ایمی شانه بالا انداخت.
« هوف...حداقل بالاخره یه کاری کردی... هرچند دیر فهمیدی قضیه فقط چند تا خبرنگاره ولی بازم مثل چند تا کصخل اینور اونور نرفتی»
ایدا خنده‌ی کوتاهی کرد:...حق با شماست
دکو : ام چیزه 😅😅هه ه...لفظ کصخل به نظرت یکم چیز نیست....
ایمی : اعع مشکل داشت خبر نداشتم ولی خو راست میگم
و بعد به کلاس اشون رفتن .....
[تو راه ]
ایمی( دلش) از اولشم به اون خبر نگارا و اتفاق صبح حس خوبی نداشتم اولش فکر میکردم چونن زیادیی پرحرفن دارم قضاوتت میکنمم و تلپورت کردن خودم جلو در مدرسهه اشتباه بودد اماا حالا که دارم بهشش فکرر میکنمم نبایدد همجچین اتفاقی افتادد...هوف بهرحال چون المایت اینجا درس میده بیشتر از این قراره دردسر بکشیم .....
دیدگاه ها (۰)

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۳۲🌌سر کلاس همه داشتن در مور...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۳۳🌌همه کلاس:هاااااااااا؟!اس...

بچه ها ایمی نسخه گاجاراستشو بخواید زیاد بلد نیستم با گاجا کا...

بقیشم نوشتم فثط اصلاخش مونده اونم شب میدم راستی دیگه به اخرا...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت پارت ۳۰🌌اما چون خودش کاملاً...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱ پارت۱۰🌌نویسنده:  بعد از اون، کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط