{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡
PART²²


«ادامه ویو سوآ»
هردو خواب بودیم که ساعت 3 صبح با غار و غور شکمم بیدار شدم ولی من خوراکی زیاد خورده بودم ولی الان دوباره گرسنه بودم؟هوس بستنی شکلات نعنایی کرده بودم پس جین رو بیدار کردم
–هوم چیزی شده؟
+جین هوس بستنی شکلات نعنایی کردممممم!
–چی ولی تو که از اون طعم بدت میومد و میگفتی مزه خمیر دندون میده
+می‌خوام!!!!
–آخه این ساعت هیچ بستنی فروشی باز نیست!
+تو به من و بچت اهمیت نمیدی!(گریه)
–آماده شو بریم بیرون ببینم چیزی گیرمون میاد
«پایان ویو سوآ»
«ویو جین»
توی خواب عمیق بودم که حس کردم کسی داره تکونم میده و سوآ بود و بستنی میخواست نگاهی به ساعت کردم 3 صبح بود همه بستنی فروشی ها بسته بودن ولی طاقت گریش رو نداشتم پس وقتی هردو آماده شدیم توی ماشین نشستیم و با همون حالت خواب آلود کل شهر رو دور زدیم ولی همه مغازه ها یا بسته بودن یا بستنی شکلات نعنایی نداشتن تا اینکه رسیدیم به آخرین مغازه ای که باز بود و بلاخره شانسمون گرفت چندتا طعم مختلف بستنی برداشتم و حساب کردم و سوار ماشین شدم و شکلات نعنایی رو دادم به سوآ و چهرش رو که توی لذت خوردن بستنی غرق شده بود رو تماشا می‌کردم و دوباره شروع به رانندگی به سمت خونه کردم و هردو خوابیدیم... هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم پدر شدن انقدر سخت باشه
«پایان ویو جین»
«پرش زمانی به صبح روز بعد»
جین با صدایی که از سمت سرویس اتاق نیومد بیدار شد و به بغلش نگاه کرد و دید سوآ نیست رفت در زد ولی جوابی نشنید پس در رو باز کرد و دید سوآ کنار توالت نشسته و در حال اس..ت..ف..راغه و جین کمی حالش بد شد ولی رفت شونه های سوآ رو ماساژ داد و بعد به سوآ کمک کرد تا بلند بشه و صورتش رو بشوره
–حالت خوبه؟
+اوهوم بهترم!ممنون!
–بیا بریم صبحانه بخوریم...
هردو رفتن سمت آشپزخونه و سوآ نشست روی صندلی و آشپزی جین رو نگاه کرد وقتی جین یه تخم مرغ شکوند داخل ماهیتابه سوآ با بوی تخم مرغ حالش بد شد
+این چه بوی بدی میده!
جین بو می‌کشه ولی همه چیز عادی بود
–نه این بوش عادیه
+خیلی بوی بدی میده!
جین تعجب می‌کنه و سوآ بینیش رو میگیره و بعد از چند مین که تخم مرغ آماده میشه سوآ با یه دست بینیش رو گرفته و با دست دیگه غذا میخوره و بعد از خوردن غذا سریع دستاش رو می‌شوره و وقتی می‌خواست ظرف ها رو هم بشوره جین اجازه نمی‌ده
–ممکنه دوباره حالت بد بشه!
+ممنون!راستی یادم رفت بگم دو هفته دیگه باید بریم کلینیک برای شنیدن ضربان قلب بچمون
–جدی؟این خیلی خوبه!برنامه ام رو برای اون روز خالی میکنم!
+اوکی
جین بعد از شستن ظرف ها میاد کنار سوآ میشینه
–خب بریم خرید چون بهت گفتم امروز والدینم برای ناهار میان
+اوهوم بریم!
سوآ به سمت اتاق خواب می‌ره و بعد از کمی فکر کردن به دامن سبز با یه لباس سفید و روی اون یه لباس بافت سبز میپوشه چون هوا سرد بود و بوت هاشو پا می‌کنه و گوشواره هاشو میندازه به گوشش و موهاشو باز می‌کنه و می‌ریزه روی شونه هاشو و یه میکاپ ساده می‌کنه و جین هم فقط یه هودی ساده و یه شلوار بگو مردونه گرم میپوشه و ماسکش رو میزنه و با سوآ میرن سمت مارت(همون سوپر مارکت خودمون)و اونجا یه سبد برمیدارن و جین می‌ره سمت یخچال گوشت ها ولی سوآ اونجا حالش بد میشه
–تو نیا این سمت هانی من خودم گوشت رو میخرم
+باشه ممنون
جین گوشت رو میخره و بعد با سوآ میرن سمت قفسه های دیگه و کمی تنقلات،ادویه و نوشیدنی برمیدارن و بعد از حدود 20 مین خریدشون تموم میشه و میرن سمت پیشخوان و جین پرداخت می‌کنه و سوآ می‌ره سوار ماشین میشه و جین هم خرید ها رو می‌زاره توی صندوق عقب و سوار ماشین میشه و ماشین رو روشن می‌کنه و به سمت خونه راه می افتن و توی ماشین درمورد بچشون حرف میزدن و بلاخره میرسن خونه و جین وسایل رو از صندوق برمیداره و در خونه رو باز می‌کنه تا سوآ بره داخل و بعد خودش وارد میشه و همه وسایل رو می‌بره داخل آشپزخونه
+خانوادت کی قراره بیان؟
جین نگاهی به ساعت می‌کنه
–ساعت 2
+پس هنوز 1 ساعت و نیم وقت هست!
–اوهوم!
+جین لباسم خوبه؟
–عالیه در ضمن اولین دیدارت با والدینم نیست که پس راحت باش!
+ممنون!
–من میرم غذا رو درست کنم!
+کمک نمی‌خوای!
–نه الان ولی اگر خواستم صدات میزنم!
+باشه ممنون...
جین می‌ره داخل آشپزخونه و پیشبند آشپزی رو می‌بنده و شروع می‌کنه به غذا درست کردن.
(عکس لباس سوآ رو میزارم استوری چک کنید)

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۴)

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²³...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²⁴...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²¹...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²⁰...

فن فیک مایکی

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط