PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART²³
(سوآ+)(جین–)(مادر جین✓)(پدر جین√)(برادر جین©)(زن برادر جین®)(برادرزاده جین™)
جین اول یه کاسه برمیداره و کمی توش سس سویا،سیر،زنجبیل،پیاز و کمی شکر میریزه و مخلوط میکنه و بعد گوشت های گاو رو به ورق های نازک تر تبدیل میکنه و کمی توی سس مخصوصی که درست کرده میزاره و بعد توی تابه ای که از قبل توش روغن ریخته میزاره تا سرخ بشن و بعد که پختن همشون رو داخل ظرف دیگه ای میزاره و بعد یه کاسه دیگه برمیداره برای غذای بعدی و کمی سس سویا،شکر،سیر له شده و شکر و فلفل سیاه میریزه و دوباره یه تیکه گوشت گاو رو ورق ورق میکنه و داخل سس مخصوصی که درست کرده میزاره تا مزه بگیرن و بعد میره چند بسته نودل سیبزمینی شیرین برمیداره و میزاره به مدت 7 مین توی آب جوش تا بپزه که هم نرم باشه هم سفت و له نشده باشن و بعد نودل ها رو آبکش میکنه و آب سرد روش میریزه تا نودل ها نچسبن و بعد نودل ها رو توی 6 کاسه بزرگ برای همه و یک کاسه کوچیک برای برادر زاده اش میریزه یک قاشق روغن کنجد و دو قاشق سس سویا میریزه روی نودل ها تا طعم بگیرن و بعد توی تابه اش یکم روغن میریزه و گوشت ها رو از مواد خارج میکنه و توی ماهیتابه تفت میده و بعد توی هر کاسه ای حدود 3 ورق گوشت میزاره و بعد کمی دیگه روغن توی ماهیتابه اش میریزه و هویج رو برای دو مین توش تفت میده و بعد از اون قارچ،ترب،پیاز رو هم مثل هویج تفت میده و میریزه توی کاسه ها بعد جین اسفناج ها رو برمیداره و میریزه توی آب جوش و بعد از چند مین اونا رو میریزه توی آبکش و آب سرد میریزه روش و بعد کمی روش سس سویا و روغن کنجد میزنه و بعد میزاره توی کاسه ها بعد کمی قسمت سفید پیازچه ها رو خورد میکنه و میریزه داخل یه کاسه و سس سویا،شکر،فلفل،روغن کنجد میریزه و هم میکنه و میریزه روی نودل ها و بعد قسمت سبز پیازچه ها رو هم خورد میکنه و برای تزیین میریزه روش که سوآ وارد آشپرخونه میشه
+واو شوهرم چه کرده!خب الان میخوای بری سراغ مخلفات هان؟خب منم میام کمک
جین میخنده و با سوآ توی کاسه های کوچیک که مختص به هر فرد بود کیمچی کلم و کیمچی تربچه،جوانه لوبیا،اسفناج و تربچه میزارن و مخلفات رو هم آماده میکنن و هردو مشغول چیدن میز میشن و توی هر لیوان کمی بوری چا میریزن و جین میخواست بره سمت ظرف شویی تا ظرف هایی که موقع آشپزی کثیف کرده رو بشوره که سوآ نمیزاره
+جین تو همه کار کردی و الان داری کاری میکنی حس کنم من تنبلم!باردارم ولی هنوز میتونم ظرف بشورم!
–اوکی
سوآ سمت ظرف شویی میره و بعد از حدود 10 مین شستن ظرف ها رو تموم میکنه و دستاش رو خشک میکنه که صدای زنگ در میاد و هردو میرن سمت در و جین در رو باز میکنه و والدینش میان داخل و مادر جین اول سوآ رو بغل میکنه
✓سلام عروس قشنگم!حالت چطوره!از جین شنیدم بارداری... نمیدونی چقدر خوشحالم
+ممنون مادر جون خوش اومدید
√بهت تبریک میگم عروس گلم
+ممنون پدر جون!خوش اومدید
و بعد پدر جین سوآ رو بغل میکنه و بهش تبریک میگه و بعد برادر زاده کوچیک جین میدوه سمتش
™عموووو
–اوه عزیزم چه خبرا!یه مدته ندیدمت
جین برادر زاده اش رو بغل میکنه و بعد برادر جین وارد میشه
–یاااا هیونگ خوش اومدی!
©باید میومدم به هر حال برادر کوچکترم داره پدر میشه
و بعد از اون زن برادر جین وارد میشه و سوآ رو بغل میکنه
®هی عزیزم!بهت تبریک میگم
+ممنون
زن برادر جین یک پاکت هدیه میده به سوآ
® یک کم وسیله برای بچتون و تجربه من از بارداری و برات نوشتم شاید کمکت کنه!
+ممنونم!
همه میرن سر میز میشینن
™عمو من قلاله دختل عمو داشته باشم یا پسل عمو؟
–هنوز معلوم نیست عزیزم تو چی دوست داری!
™من دختل عمو میخوام!میخوام باهاش ازدواج کنم
همه میخندن و مشغول خوردن ناهار میشن و با هم صحبت میکنن.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART²³
(سوآ+)(جین–)(مادر جین✓)(پدر جین√)(برادر جین©)(زن برادر جین®)(برادرزاده جین™)
جین اول یه کاسه برمیداره و کمی توش سس سویا،سیر،زنجبیل،پیاز و کمی شکر میریزه و مخلوط میکنه و بعد گوشت های گاو رو به ورق های نازک تر تبدیل میکنه و کمی توی سس مخصوصی که درست کرده میزاره و بعد توی تابه ای که از قبل توش روغن ریخته میزاره تا سرخ بشن و بعد که پختن همشون رو داخل ظرف دیگه ای میزاره و بعد یه کاسه دیگه برمیداره برای غذای بعدی و کمی سس سویا،شکر،سیر له شده و شکر و فلفل سیاه میریزه و دوباره یه تیکه گوشت گاو رو ورق ورق میکنه و داخل سس مخصوصی که درست کرده میزاره تا مزه بگیرن و بعد میره چند بسته نودل سیبزمینی شیرین برمیداره و میزاره به مدت 7 مین توی آب جوش تا بپزه که هم نرم باشه هم سفت و له نشده باشن و بعد نودل ها رو آبکش میکنه و آب سرد روش میریزه تا نودل ها نچسبن و بعد نودل ها رو توی 6 کاسه بزرگ برای همه و یک کاسه کوچیک برای برادر زاده اش میریزه یک قاشق روغن کنجد و دو قاشق سس سویا میریزه روی نودل ها تا طعم بگیرن و بعد توی تابه اش یکم روغن میریزه و گوشت ها رو از مواد خارج میکنه و توی ماهیتابه تفت میده و بعد توی هر کاسه ای حدود 3 ورق گوشت میزاره و بعد کمی دیگه روغن توی ماهیتابه اش میریزه و هویج رو برای دو مین توش تفت میده و بعد از اون قارچ،ترب،پیاز رو هم مثل هویج تفت میده و میریزه توی کاسه ها بعد جین اسفناج ها رو برمیداره و میریزه توی آب جوش و بعد از چند مین اونا رو میریزه توی آبکش و آب سرد میریزه روش و بعد کمی روش سس سویا و روغن کنجد میزنه و بعد میزاره توی کاسه ها بعد کمی قسمت سفید پیازچه ها رو خورد میکنه و میریزه داخل یه کاسه و سس سویا،شکر،فلفل،روغن کنجد میریزه و هم میکنه و میریزه روی نودل ها و بعد قسمت سبز پیازچه ها رو هم خورد میکنه و برای تزیین میریزه روش که سوآ وارد آشپرخونه میشه
+واو شوهرم چه کرده!خب الان میخوای بری سراغ مخلفات هان؟خب منم میام کمک
جین میخنده و با سوآ توی کاسه های کوچیک که مختص به هر فرد بود کیمچی کلم و کیمچی تربچه،جوانه لوبیا،اسفناج و تربچه میزارن و مخلفات رو هم آماده میکنن و هردو مشغول چیدن میز میشن و توی هر لیوان کمی بوری چا میریزن و جین میخواست بره سمت ظرف شویی تا ظرف هایی که موقع آشپزی کثیف کرده رو بشوره که سوآ نمیزاره
+جین تو همه کار کردی و الان داری کاری میکنی حس کنم من تنبلم!باردارم ولی هنوز میتونم ظرف بشورم!
–اوکی
سوآ سمت ظرف شویی میره و بعد از حدود 10 مین شستن ظرف ها رو تموم میکنه و دستاش رو خشک میکنه که صدای زنگ در میاد و هردو میرن سمت در و جین در رو باز میکنه و والدینش میان داخل و مادر جین اول سوآ رو بغل میکنه
✓سلام عروس قشنگم!حالت چطوره!از جین شنیدم بارداری... نمیدونی چقدر خوشحالم
+ممنون مادر جون خوش اومدید
√بهت تبریک میگم عروس گلم
+ممنون پدر جون!خوش اومدید
و بعد پدر جین سوآ رو بغل میکنه و بهش تبریک میگه و بعد برادر زاده کوچیک جین میدوه سمتش
™عموووو
–اوه عزیزم چه خبرا!یه مدته ندیدمت
جین برادر زاده اش رو بغل میکنه و بعد برادر جین وارد میشه
–یاااا هیونگ خوش اومدی!
©باید میومدم به هر حال برادر کوچکترم داره پدر میشه
و بعد از اون زن برادر جین وارد میشه و سوآ رو بغل میکنه
®هی عزیزم!بهت تبریک میگم
+ممنون
زن برادر جین یک پاکت هدیه میده به سوآ
® یک کم وسیله برای بچتون و تجربه من از بارداری و برات نوشتم شاید کمکت کنه!
+ممنونم!
همه میرن سر میز میشینن
™عمو من قلاله دختل عمو داشته باشم یا پسل عمو؟
–هنوز معلوم نیست عزیزم تو چی دوست داری!
™من دختل عمو میخوام!میخوام باهاش ازدواج کنم
همه میخندن و مشغول خوردن ناهار میشن و با هم صحبت میکنن.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۱.۹k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط