PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART²⁴
(سوآ+)(جین–)(زن برادر جین ®)(برادرزاده جین™)
بعد از ناهار سوآ داشت ظرف ها رو جمع میکرد که زن برادر جین اومد کمکش
®هی چه حسی داره؟
+بارداری؟
®اوهوم!
+خب انگار که از همین الان هم مامانم و خب بعضی وقتا حس میکنم واقعا دو نفرم و بیشتر گرسنه میشم و از همین الان هم عاشق این بچه شدم!
®واو...منم همین حس رو داشتم و حالا اونجا رو نگاه کن الان 4 سالش شده!
+اوهوم!ممنونم
®قابلی نداشت!
همه میرن اتاق نشیمن و روی کاناپه میشینن و سوآ چند مین به با سینی خوراکی و چای لیمو میره اونجا و به همه تعارف میکنه و میشینه کنار جین و جین دستش رو دور کمر سوآ میزاره
™عمو بچتون کی قلاله به دنیا بیاد؟
–هنوز مونده کوچولو
™عمو لطفاً بچت دختل باشه!
–دست من که نیست ولی باشه
همه میخندن و سوآ جرعه از چای لیموش میچشه و لبخند میزنه و مثل بقیه مشغول حرف زدن میشه بعد از حدود 3 ساعت خانواده جین میرن و سوآ وسایل رو جمع میکنه و مشغول شستن ظرف ها میشه که جین میاد
–برو کنار من میشورم!
+نه آخه...
–نچ مخالفتی در کار نیست!
+دیوونه
–دیوونه تو
+جین تو دوست داری بچه چی باشه؟
–هوم؟من همیشه دوست داشتم یه دختر و یه پسر داشته باشم پس فرقی نداره که بچمون چی باشه فقط میخوام سالم و قوی باشه!
سوآ میخنده و بعد از اینکه جین شستن ظرف ها رو تموم میکنه سوآ رو بغل میکنه و میبره طبقه بالا و بعد میزارتش زمین و به اتاق کنار اتاق خودشون اشاره میکنه
–من این اتاق رو نگه داشته بودم برای وقتی که بچه دار شدیم و میخوام خودمون تزیینش کنیم!موافقی؟
+اوهوم ایده عالیه فقط به نظرم بهتره صبر کنیم تا ببینیم جنسیت بچه چیه
–درسته باید اول جنسیت رو بفهمیم
میخواستن برن سمت اتاق خواب که دوباره هوس های سوآ اومد سراغش
+جین،من هوس کروسان کردم!
–کروسان؟
+اوهوم
–اوکی تو برو داخل اتاق استراحت کن من میرم کروسان بخرم
«ویو جین»
سوآ رفت داخل اتاق خوابمون و دراز کشید و من لباسام رو عوض کردم و کلید ماشین رو برداشتم و از خونه رفتم بیرون و سوار ماشین شدم و راه افتادم سمت بهترین مغازه بِیکِری سئول خوشحال بودم از اینکه دارم پدر میشم ولی هیچوقت فکر هوس های وقت و بی وقت موقع بارداری یا حالت تهوع ها رو نکرده بودم از ماشین پیاده شدم و رفتم داخل مغازه و چند تا کروسان تازه گرفتم و هزینشو پرداخت کردم و راه افتادم سمت خونه وقتی رسیدم و وارد شدم رفتم طبقه بالا سمت اتاق خواب و که دیدم سوآ خوابیده عجیب بود چون سوآ هیچوقت ظهر ها نمیخوابید ولی معلوم بود خستس پس لبخندی زدم و از اتاق اومدم بیرون و کروسان ها رو گذاشتم داخل آشپزخونه و رفتم سمت قفسه کتاب ها و یه کتاب برداشتم و مشغول خوندن شدم حدودا 2 ساعت گذشت که صدای پایین اومدن سوآ از پله ها رو شنیدم!
–بیدار شدی؟
+اوهوم!
–عجیب بود که این ساعت از روز خوابیده بودی!
+شاید به خاطر بارداریمه
–کروسان خریدم و گذاشتم توی آشپزخونه برو بخور
نگاهی به سوآ کردم که با شنیدن اسم کروسان چشماش از هیجان برق زد و رفت سمت آشپزخونه و یکی کروسان ها رو برداشت گاز زد و یکی هم آورد داد من و منم مشغول خوردن شدم و سوآ اومد توی بغلم
+چی میخوندی؟
–داشتم کتاب پارو زدن در آب های درخشان رو میخوندم
+آهان درموردش شنیدم خیلی جالبه
–اوهوم
بوسه ای به موهای سوآ میزنم و نوازشش میکنم.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART²⁴
(سوآ+)(جین–)(زن برادر جین ®)(برادرزاده جین™)
بعد از ناهار سوآ داشت ظرف ها رو جمع میکرد که زن برادر جین اومد کمکش
®هی چه حسی داره؟
+بارداری؟
®اوهوم!
+خب انگار که از همین الان هم مامانم و خب بعضی وقتا حس میکنم واقعا دو نفرم و بیشتر گرسنه میشم و از همین الان هم عاشق این بچه شدم!
®واو...منم همین حس رو داشتم و حالا اونجا رو نگاه کن الان 4 سالش شده!
+اوهوم!ممنونم
®قابلی نداشت!
همه میرن اتاق نشیمن و روی کاناپه میشینن و سوآ چند مین به با سینی خوراکی و چای لیمو میره اونجا و به همه تعارف میکنه و میشینه کنار جین و جین دستش رو دور کمر سوآ میزاره
™عمو بچتون کی قلاله به دنیا بیاد؟
–هنوز مونده کوچولو
™عمو لطفاً بچت دختل باشه!
–دست من که نیست ولی باشه
همه میخندن و سوآ جرعه از چای لیموش میچشه و لبخند میزنه و مثل بقیه مشغول حرف زدن میشه بعد از حدود 3 ساعت خانواده جین میرن و سوآ وسایل رو جمع میکنه و مشغول شستن ظرف ها میشه که جین میاد
–برو کنار من میشورم!
+نه آخه...
–نچ مخالفتی در کار نیست!
+دیوونه
–دیوونه تو
+جین تو دوست داری بچه چی باشه؟
–هوم؟من همیشه دوست داشتم یه دختر و یه پسر داشته باشم پس فرقی نداره که بچمون چی باشه فقط میخوام سالم و قوی باشه!
سوآ میخنده و بعد از اینکه جین شستن ظرف ها رو تموم میکنه سوآ رو بغل میکنه و میبره طبقه بالا و بعد میزارتش زمین و به اتاق کنار اتاق خودشون اشاره میکنه
–من این اتاق رو نگه داشته بودم برای وقتی که بچه دار شدیم و میخوام خودمون تزیینش کنیم!موافقی؟
+اوهوم ایده عالیه فقط به نظرم بهتره صبر کنیم تا ببینیم جنسیت بچه چیه
–درسته باید اول جنسیت رو بفهمیم
میخواستن برن سمت اتاق خواب که دوباره هوس های سوآ اومد سراغش
+جین،من هوس کروسان کردم!
–کروسان؟
+اوهوم
–اوکی تو برو داخل اتاق استراحت کن من میرم کروسان بخرم
«ویو جین»
سوآ رفت داخل اتاق خوابمون و دراز کشید و من لباسام رو عوض کردم و کلید ماشین رو برداشتم و از خونه رفتم بیرون و سوار ماشین شدم و راه افتادم سمت بهترین مغازه بِیکِری سئول خوشحال بودم از اینکه دارم پدر میشم ولی هیچوقت فکر هوس های وقت و بی وقت موقع بارداری یا حالت تهوع ها رو نکرده بودم از ماشین پیاده شدم و رفتم داخل مغازه و چند تا کروسان تازه گرفتم و هزینشو پرداخت کردم و راه افتادم سمت خونه وقتی رسیدم و وارد شدم رفتم طبقه بالا سمت اتاق خواب و که دیدم سوآ خوابیده عجیب بود چون سوآ هیچوقت ظهر ها نمیخوابید ولی معلوم بود خستس پس لبخندی زدم و از اتاق اومدم بیرون و کروسان ها رو گذاشتم داخل آشپزخونه و رفتم سمت قفسه کتاب ها و یه کتاب برداشتم و مشغول خوندن شدم حدودا 2 ساعت گذشت که صدای پایین اومدن سوآ از پله ها رو شنیدم!
–بیدار شدی؟
+اوهوم!
–عجیب بود که این ساعت از روز خوابیده بودی!
+شاید به خاطر بارداریمه
–کروسان خریدم و گذاشتم توی آشپزخونه برو بخور
نگاهی به سوآ کردم که با شنیدن اسم کروسان چشماش از هیجان برق زد و رفت سمت آشپزخونه و یکی کروسان ها رو برداشت گاز زد و یکی هم آورد داد من و منم مشغول خوردن شدم و سوآ اومد توی بغلم
+چی میخوندی؟
–داشتم کتاب پارو زدن در آب های درخشان رو میخوندم
+آهان درموردش شنیدم خیلی جالبه
–اوهوم
بوسه ای به موهای سوآ میزنم و نوازشش میکنم.
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۱.۹k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط