{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدم زنان راهروها را طی میکردم

قدم زنان راهروها را طی میکردم
زیباترین تابلوها..


یکی مرامیخکوب کرد
زنی درآینه..
زنی بردیوار..


به گونه اش دست کشیدم
آه..نقش"تو"بود


مسیرنگاهت رادنبال کردم
خیره به جایی درکودکی..


درهاله ای ازعطرپرتقال
دست سردم گرم شد
کاش لبخندی برلبانت بود
دیدگاه ها (۶)

Fifteen

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 145♡⁠。⁠)⁩سرمو خ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط