{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیقم زنگه خونشونو زد بعد آبجیش آیفونو برداشت…

رفیقم زنگه خونشونو زد بعد آبجیش آیفونو برداشت…
قبل از اینکه آبجیش چیزی بگه سریع گُفت :کیه؟ :) )
آبجیشم هُول کرد گُفت :مَنم:))) بعد سریع درو باز کرد:))) خدا وکیلی نیم ساعت دراز کش تو پیاده رو داشتیم قهقهه میزدیم..!
دیدگاه ها (۲)

دختره همسایه زنگ خونه رو زد, گفت :کلید ندارم میتونم بیام تو ...

فاطمه و دختر عمه ش

تو امتحان نوشته بود x را پیدا کنید.منم دورش خط کشیدم گفتم ای...

وقتی بچه بودم وقتی داخل یک فیلم یک صحنه نشون میداد که داخلش ...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

نام: قرارداد نفرتPart:61بعد از برگشتن به هتل، همه خسته بودن،...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۳ — مهمون ناخوندهجونگکوک در رو باز کرد.پ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۳ | «جایی که جیا...

پارت 15:خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۶ | شروع واقعینیم ساعت بعد، هر چهار نف...

پارت ۱۸ #پشت غرورتصبح روز بعد، اِما زودتر از همیشه از خونه ب...

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط