{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت⑨حد و مرز

پارت⑨حد و مرز
جیهوپ به یه جا خیره شد، دیدم صدای دعوا میاد. سرمو اون ور کردم دیدم یونگی و جانسو دارن باهم دعوا میکنن.
چند دقیقه قبل*
ش.گ: نمیتونم بزارم جانسو نگاهش به ا.ت باشه. باید خودم باهاش حرف بزنم. رفتم پیشش دیدم داره مخ دوتا دختر رو میزنه.
+تو خیلی کثافتی
&چرا؟ 😆
+تو با اینکه ا.ت دوست داری ولی با دخترای دیگه هم هستی، چطور انتظار داری ا.ت بهت بدم؟😠
&من ا.ت فقط بخاطر سرگرمی میخام😆
*جانسو مست بود*
+آشغال کثیف 🤬
ا.ت:جلوی یونگی رو نگرفتم، چون میدونستم حتما جانسو یه کاری کرده که یونگی داره میزنتش. جیهوپ داشت از هم جداشون میکرد، یونگی دیوونه شدع بود. جانسو هم به همون اندازه ای که یونگی زده بود اونم زده بود.
-یونگی حالت خوبه؟؟ 😰
+آر... اره خوبم😖
-یونگی آخه چرا چرت میگی، کجات خوبه
&میبینم که داری میمیری یونگی خان
+اگه بمیرم توهم با خودم میبرم اون دنیا
-یونگی بسه، جیهوپ ماشین رو روشن کن مارو برسون خونه
@باشه.کمک کن ببریمش توی ماشین

ا.ت: رفتیم خونه. جیهوپ هم باهامون اومد تو خونه. یونگی خیلی حالش بد بود، جیهوپ داشت لباساشو در میاورد که دیدیم.....


ممنون که تا اینجا خوندی 🧡🍯
༺༺༺༺༺༻༻༻༻༻༻
لایک و کامنت فراموش نشه💭🔥
دیدگاه ها (۱۰)

😐من این همه درد رو کجا بزارمممم؟؟؟؟

آینه ی کصافتحیف که اگه بشکنمت مامانم پارم میکنه😐🔪

بچه ها میخام یه داستان فیک بنویسم درباره ی عضو هشتم بی تی اس...

پارت ⑧حد و مرز یونگی درو باز کرد دیدم جیهوپ هم اونجاست. +جیه...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

موضوع اسلاید بعد 🌼🌼 🐹:امروز تولدم بود و ا/ت از صبح نیومده خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط