{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ⑧حد و مرز

پارت ⑧حد و مرز

یونگی درو باز کرد دیدم جیهوپ هم اونجاست.
+جیهوپ اینجا چیکار میکنه؟
-جیهوپ همیشه همینجاست، میخاد مخ آنا رو بزنه😂
+گفته بود روی یه دختری کراشه پس بگو آنا بوده😂
جانسو: میبینم که با آقا یونگی اومدی، چرا اینقدر ا.ت اذیت میکنی؟ ها؟
+حیف که اینجا آدم هست وگر نهــ...
&وگر نه چی؟
-یونگی بیا بریم نوشیدنی بخوریم
+باش

-یونگی خودت میدونی میخاد حرست بده و اذیتت کنه. فکر اون اینه که تو تا حد مرگ بزنیش و من از تو بدم بیاد، اما اصلا هم اینجوری نیست.
+من روی تو غیرتیم
-میدونم، تنها راه اینکه بیخیالم بشه اینه که برم خودم باهاش حرف بزنم
+اصلا فکرشم نکن، اگه بلایی سرت آورد چی!
-خنگ تر از این حرفاست، بعد از رقص میرم باهاش حزف میزنم.
+باشه، من میرم نوشیدنی و کیک بیارم
ا.ت: مهمونی با همیشه فرق میکرد. از پارتی تبدیل شده بود به مهمونی لوکس و لاکچری. جیهوپ اومد کنارم نشست، داشتیم باهم حرف میزدیم که یهو دیدم جیهوپ....

ممنون که تا اینجا خوندی 🥥🤎
\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
لایک و کامنت فراموش نشه💬🤍
دیدگاه ها (۸)

بچه ها میخام یه داستان فیک بنویسم درباره ی عضو هشتم بی تی اس...

پارت⑨حد و مرزجیهوپ به یه جا خیره شد، دیدم صدای دعوا میاد. سر...

لباس های پارت ⑦

پارت⑦حد و مرز دیدم جانسو پیام داده، بازش نکردم رفتم پیش یونگ...

love in the dark②②اشک تو چشمانم جمع شدیعنی چی؟ میخواد از من ...

#تکپارتی درخواستیموضوع: جیهوپ و ا/ت باهم دعواشون میشه سر این...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط