{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ام

نشسته ام
به تماشای دردهای خودم
تو از سڪوت غزلهای من
چه می دانی ........ ؟
دیدگاه ها (۱)

از اندوه تو ممنونم...که لای در را باز گذاشت...و آن چراغ کوچک...

می خواهم با کمی دوست داشتن زندگی کنم...زیر سایه خودم...رها ا...

اگر هزار غم است از جفایِ او بر دلهنوز بنده‌ اویَم که غمگسارِ...

از نادانی‌ام وطن نامیدمت ...و از یاد بردم که به غارت می‌روند...

می‌دانی‌رنج‌تو‌از‌چیست؟توبه‌آنچه‌نباید،بسیار‌می‌اندیشی . .

ابری‌ ترین هوای منی و خودت نمی‌ دانیوقتی به تو فکر می‌ کنم  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط