{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر هزار غم است از جفایِ او بر دل

اگر هزار غم است از جفایِ او بر دل
هنوز بنده‌ اویَم
که غمگسارِ من است ................
دیدگاه ها (۱۱)

نشسته ام به تماشای دردهای خودمتو از سڪوت غزلهای منچه می دانی...

از اندوه تو ممنونم...که لای در را باز گذاشت...و آن چراغ کوچک...

از نادانی‌ام وطن نامیدمت ...و از یاد بردم که به غارت می‌روند...

کوچک که بودم... لمس شکوفه های درخت گیلاسآرزوی دستهای کوچکم ب...

گر درد دل دوا شود ای دوست، شاد زیور غمگسار غم بود ای یار، غ...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط