{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازپنج شنبه شد و مرور خاطرات...

بازپنج شنبه شد و مرور خاطرات...
یاداوری نبودعزیزامون سخته،اینکه ی روزی مرهم دردمون بودن...
اینکه باز یه خونه بی باباشد
یه رقیه توخونه یتیم شد...😔
ی حسین منتظر اینکه باباش باهواپیما از سفربرگرده
ویه علی ک فکرش درگیره و فقط سکوت پرازحرف...
دیدگاه ها (۱)

😎😎به زودی

عزیزکم، تو برای من حکم دلبری را بازی می کنی که هیچوقت از وقت...

😗😗۹۹/۶/۲۶

بخورمت یازوده😻۹۹/۶/۲۶

سناریو سانزو

پارت ۴۹:عتیقه فروشی، محل یادآوری خاطرات کودکی(Rose)عتیقه فرو...

White Lotus | Part 10صبح روز بعد...همه مثل همیشه مشغول تمرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط