{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی باصدای عاجزانه التماس میکرد گل بخر

کودکی باصدای عاجزانه التماس میکرد گل بخر
گفتم برای که؟گفت برای هدیه دادن به عشقت!گفتم اگه گلو عشقم به عشقش هدیه بده چی؟مکثی کرد وگفت گل هایم فروشی نیست..........!!!!!!!
دیدگاه ها (۹)

من همیشه همان" یکی "خواهم ماندکه تو برایش "" تکی ""

بـرایــ دلـــــ منــــهمیشهـــ “تــو” خواهــــی ماند…حتی اگر...

اینجا جاییست کهعشقبازی نمی کنند با همبا هم با عشق بازی میکنن...

کی موافقه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چند پارتی جونگ‌کوک وقتی هردوتون ایدل بودید...(دو شب بعد)‌آید...

سونگمین از استی خواست که چشماشو ببنده تا اون بتونه یه هدیه ب...

رمان عشق مافیا پارت 3 از زبان ا/تگفتم : جیمین خدا چیکارت کنه...

فداکاری :

پارت ۶ "اخر"ساعت ۱۲ و ۴۰ دقیه بامداد_نویسنده "کارن": بعد از ...

اول از همه برای جدیدا یه توضیحی از فیک بدم که تو پیج قبلیمم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 177♡⁠。⁠)⁩نگاش ک...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط