خواهر این دوتا جذاب 💛💛پارت ۳
خواهر این دوتا جذاب 💛💛پارت ۳
ویو رین
یکی دستمو کشید و به دیوار چسبوندم این دیگه کی پسری با موهای سفید دراز و ماسک سیاه .
سانزو : کوچولو پس تو خواهر اون دوتا الاغی .
رین در ذهن : راااانننننن ، رینددددووووو بیاید که خواهرتون رو کشتن 😭
یکدفعه یک موشت خورد تو صورت پسره و بله کار ریندو بود .
رین زود رفت پشت ریندو وایساد
ریندو : سانزو اگه کاری به کار خواهرم داشته باشی برام مهم نیست که چند ساله هم میشناسیم لهت میکنم .
ران : درسته
رین در ذهن : رانم رسید خدا رو شکر
سانزو : مگه خیلی دختره خاصی که کاری به کارش داشته باشم
ران : اون خاصه تو کوری
هیچی زود جلسه ی گنگ تموم شد شما هم برگشتین خونه و خابیدین
صبح رین دیرتر از رانو ریندو بیدار شد بعد غذا خوردن ریندو گفت که میخواد بره یجایی کاری داره و رین و ران تنها موندن خونه
رین : میگم دادا
ران : چی
رین : میای سر ریندو کرم ریزی کنیم 😁
رانم از خدا خواسته باسر قبول میکنه👌😏 و شما دارین نقشه میکشید که با ریندو چی کار کنید 😂
ریندوی بدبخت چی میشه پارت بعد مینویسم تا اون موقع باییییی💛💛💛💛😙
ویو رین
یکی دستمو کشید و به دیوار چسبوندم این دیگه کی پسری با موهای سفید دراز و ماسک سیاه .
سانزو : کوچولو پس تو خواهر اون دوتا الاغی .
رین در ذهن : راااانننننن ، رینددددووووو بیاید که خواهرتون رو کشتن 😭
یکدفعه یک موشت خورد تو صورت پسره و بله کار ریندو بود .
رین زود رفت پشت ریندو وایساد
ریندو : سانزو اگه کاری به کار خواهرم داشته باشی برام مهم نیست که چند ساله هم میشناسیم لهت میکنم .
ران : درسته
رین در ذهن : رانم رسید خدا رو شکر
سانزو : مگه خیلی دختره خاصی که کاری به کارش داشته باشم
ران : اون خاصه تو کوری
هیچی زود جلسه ی گنگ تموم شد شما هم برگشتین خونه و خابیدین
صبح رین دیرتر از رانو ریندو بیدار شد بعد غذا خوردن ریندو گفت که میخواد بره یجایی کاری داره و رین و ران تنها موندن خونه
رین : میگم دادا
ران : چی
رین : میای سر ریندو کرم ریزی کنیم 😁
رانم از خدا خواسته باسر قبول میکنه👌😏 و شما دارین نقشه میکشید که با ریندو چی کار کنید 😂
ریندوی بدبخت چی میشه پارت بعد مینویسم تا اون موقع باییییی💛💛💛💛😙
- ۱۸.۸k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط