{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید با وسواس بنشینم

باید با وسواس بنشینم
و
یکےاز چهارخانه هاےپیراهنت
را
که به قلبت نزدیک تراست ،
انتخاب کنم ؛
بعد بشود خانه ےمن ...
آخر میدانے ؟!
من
به صداے قلب ِ تو
به عطر تن تو
عادت دارم ...
دیدگاه ها (۵)

🖤 پارت ۴۰ | «انتخاب دوم»لانا به اطراف نگاه کرد.— «بابا! خودت...

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

عاشقانه های شبنم

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

کپشن مهم نیست 😐🔪سلام سلام چطورید؟ الان اصلا حالم رو نپرسید ،...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط