{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش دشمن خیلی که سنگین می شد و بچه ها غذا را با هول و تکا

آتش دشمن خیلی که سنگین می شد و بچه ها غذا را با هول و تکان می خوردند، این دعا را می کردند

خدایا ! ما را صحیح و سالم به آغوش گرم خانواده هایمان بازگردان
دیدگاه ها (۱)

در منطقه؛ بچه ها اغلب برای خودشان چاله ای کنده بودند و در آن...

خدایا خیلی دوس دارم شهید شم ینی میشه

بالاخره نوبت به او رسید«شر گردان»، بچه ها خوب او را می شناخت...

از حق نگذریم صدای خوبی داشت. وقتی می خواند لذت می بردیم اما ...

چه روزی از این بهتر؟!دست‌هایی که در قفس اسارت، پرچم ایران را...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 7ارتش وستالیس شروع به حرکت کردن...

⭕ برخی خانواده‌ها تو مدرسه شجره طیبه میناب دوتا بچه‌ داشتندو...

~ترجمه صحبت‌های پایانی جیمین🐥: بچه‌ها، این اواخر هوا خیلی گر...

زنی شاغل بودن ممکن است بسیار دشوار باشد، ولی زن شاغل بچه‌دار...

خدایا دل خانواده ی این اسیران جنگ رمضان رو هم شاد کن سه خلبا...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️«جنا.»دست تکان خورد.«پاندورا...»این بار صد...

‏✅ پزشکیان: در اجرای تفاهمنامه‌ به اجماع کارشناسی رسیدیم ▪️ر...

رمان بازی حسادت 🤍⛓️

سیاسی اجتماعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط