{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در راه بازگشت به شهر موهایم را از ته ماشین کردم...

در راه بازگشت به شهر موهایم را از ته ماشین کردم...
دلم می‌خواست چیزی از وجودم را بکَنَم بریزم دور
یک‌جور انتقامِ آیینی.
ما زن‌ها رسم خوبی داریم، زمانه که سخت می‌گیرد، شروع می‌کنیم به کوتاه کردن... ناخن‌ها، موها؛ حرف‌ها، رابطه‌ها....

ویرجینیا وولف
دیدگاه ها (۱)

حس خوب یعنی؛ دادبزنه بگه؛ بوس میخوامبگی:نمیدمبگه؛ غلط کردی!م...

ﺑﺎ ﺗـﻮ ﻫـﺴــﺘﻢ ﺳﻬـــﺮﺍﺏ . . .ﺗﻮ ﮐـﻪ ﮔـﻔﺘﯽ: : : " ﮔـﻞ ﺷـﺒﺪﺭ ﭼ...

رویای تو ...یک رمان بلند استعشقم را در کتاب تو پنهان کردمحال...

از میان دو واژه انسان و انسانیت...اولی در میان کوچه ها... و...

پارت دوم... :)

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

which one part 10 اول یه نگاهی به من کردمن هم زیر لب زمزمه ک...

حقیقت پنهان پارت ۲ ویو بورام :به سمت اتاق تمرین می رویم و وا...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

پروانه جان

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

P : 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط