{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کردی آدم‌ها چه جور از چشم می‌افتند؛

فکر کردی آدم‌ها چه جور از چشم می‌افتند؛
حتما که نباید یک چاقو را تا دسته توی پشتت فرو کنند،
یا تویِ خیابان با کسی ببینیشان،
یا گُل از گُل شکفتنشان به وقت حرف‌زدن با دیگری را تماشا کنی...
آدم‌ها با وقت‌هایی که باید باشند و نیستند از چشم می‌افتند،
با حرف‌هایی که میدانند گفتنشان از این رو به آن رو میکند زندگی‌ات را ولی لب از لب باز نمیکنند،
آدم‌ها با عکس‌هایی که باید و نمیفرستند،
با لبخند‌هایی که باید و نمیزنند،
با شب‌بخیر هایی که باید قبل از پلک‌بستن بگویند و نمیگویند،
با دلتنگی‌هایی که باید...
از چشمانت می‌افتند و تمام میشوند...
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

dark life = 39

پارت چهاردهم: کاغذهایِ پاره‌وپورهلیها به اتاقش پناه برد و در...

به موهای موج دار مشکیش که باد هر تارِ مویِ نرمش رو به رقص در...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟵[ویو ا.ت]کمی جلوتر، صدای ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

p35

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط