{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قامت پدربزرگ .... قصه ای بلند بود ، قامت پدر بزرگ ، قصه ا

قامت پدربزرگ .... قصه ای بلند بود ، قامت پدر بزرگ ، قصه ای عمیق و دل نشین / قصه ای پر از بگو بخند ، قصه ای صمیمی ونجیب ، قصه ای قدیمی وعجیب ، قصه ای رسا واستوار ، مثل یک علامت تعجب بلند بود ، قصه ای که پیچ وتاب آن برای من ...ٔ. مثل خواب شیرین پر از خیال بود ........................... قامت پدر بزرگ ، روی خط آخر قصه اش ، یک علامت سوال بود .
دیدگاه ها (۱)

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁹....

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۶

[تو تا ابد دختر کوچولوی منی] part 2

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۷ | «نامه‌ای که هرگز خواند...

پارت ۳۴ انتهایی چند ماه بعد از اون خواستگاریِ سینمایی، اخبار...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط