تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود
تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود
سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود
به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود
کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود
بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود
...
چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود
گر به گرفتاری من خیالی نکنی من چه کنم
داشته ام هوسی که دل به تو دادم
گر تو دل را دلخوش نکنی من چه کنم
من پاکباز دل آرام تو شدم
گر تو دل آرام من نشوی من چه کنم
چشم من مست رخ تو شد ساقی
گر تو مست رخ من نشوی من چه کنم
دوای درد من روی توست جانا
سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود
به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود
کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود
بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود
...
چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود
گر به گرفتاری من خیالی نکنی من چه کنم
داشته ام هوسی که دل به تو دادم
گر تو دل را دلخوش نکنی من چه کنم
من پاکباز دل آرام تو شدم
گر تو دل آرام من نشوی من چه کنم
چشم من مست رخ تو شد ساقی
گر تو مست رخ من نشوی من چه کنم
دوای درد من روی توست جانا
- ۱.۲k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط