{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دریا

عشق دریا
پارت ۲
_____________________________
تا درو وا کردم پرید تو بغلم خیلی ترسیده بو د

کوک:تهیونگ کمکم کن لطفااااااا

تهیونگ:چیه کوکی من

کوک :بابایی دزدا ریختن تو خونه من از دستشون فرار کردم

تهیونگ:چاقو خوردی

کوک:آره(هق)

تهیونگ:باید بریم پسر بیمارستان بخیه بزنی

کوک:نه نه من بخیه نمیزنم میترسم

تهیونگ :نترس پسرم من مواظبتم مگه نه تو دیگه مردی شدی ؟

کوک:اوهوم (سری تکون داد)

تهیونگ:وایسا من لباس عوض کنم

کوک :نه نمیتونم تحمل کنم اییی

تهیونگ :خیلی خوب آروم باش

کتم رو میز بود برداشتم و سوار ماشین شدیم هر لحظه داد بلند تر میشد

کوک : ای(جیغ)

تهیونگ:رسیدیم آروم باشه پیاده شو

ویو بیمارستان:

تهیونگ:سلام خانم بیمار اورژانسی دارم تو خدا کمک کنید خیلی حالش بده


پرستار :اسمش و مشخصات

تهیونگ:جئوگ جونکوک متولد ۱۳ آگوست سال ۲۰۶ شهر سئول کشور کره جنوبی

پرستا:آقای دکتر کیم نام جون اتاق چند برن

نامجون ؛۱۲۳

پرستار : بفرمایید

نامجون :پسر لباست رو بده بالا اوه زخم عمیقی هم هست


بچه ها قرار ۲ پارتی باشه ولی من ۳ پارتش میکنم
دیدگاه ها (۰)

به زودی می‌رسد

پایان فصل اول

#امگای‌شیرینم پارت ۷ [ اخر] دوسال بعد ویو کوک - امیلیا بشین ...

ویو اتاز رستوران رفتم بیرون فکر نمیکردم که بخواد همچین پیشنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط