{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیایمرگ

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#مافیای_مرگ

Port:¹⁵

+نه بسه.........

_چرا (خمار)

+خسته شدم (نفس نفس)

چنگی به ر/ون پام زد که جیغ کشیدم

_خواهش میکنم بیا ادامه بدیم ات

+اگه دیگه دوسم نداشته باشی چی اگه بعدش ولم

نزاشت حرفمو تموم کنم که دستشو گذاشت رو دهنم

_هیچوقت این فکر رو نکن من همیشه دوست دارم

+قول میدی

_اره عزیزم
حالا ادامه بدیم ؟

+نه خسته شدم

_ات هنوزم تنبیهت سر جاشه

+باشه فقط قول میدی اذیت نشم

_باش

دوباره شروع کرد و منم همکاری کردم

دستشو همه جای ب//دنم حرکت میداد که با حرکت اخرش نفسم بند اومد زیر دلم تیر کشید

+ج.ج.جونگکوک نمیتونم بس کن

_صبر کن الان عادت میکنی

+دردم میکنه تمومش کن

_صبر کن

اولش اروم شروع کرد

تا حالا به این اوج از لذ/ت نرسیده بودم با اینکه درد زیادی داشتم اما به جونگکوک گفتم

+ادامه بده........‌

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
دیدگاه ها (۱)

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port:¹⁶+اد...

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port:¹⁷که ...

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port:¹⁴یکی...

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port¹³وار...

دست‌های لرزان هانا را توی دست‌های بزرگش گرفت و با صدایی بم ک...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط