{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 1
مستر کیم..


ات
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


با صدای مامانم از خواب بیدار شدم

م. ات: هی بیدار شو روز اول مدرسه که نمیخوای دیر کنی؟

ات: از مدرسه بدم میادددددددددد
م. ات: باشوووو بابا

ات: باشه بابا. بلند شدم ی دوش ده مینی گرفتم و لباس فرمم رو پوشیدم کیفم رو انداختم خواستم برم که مامانم صدام کرد

م. ات: صبحونه نخوردی

ات: نمیخورم مامان

م. ات: لاقل ی چیزی بخور داخل راه

ات: چشم مامان خداحافظ

م. ات: باییییی

ات: داخل راه بودم بازم دیر کرده بودم بدوبدو سمت اتوبوس رفتم ولی نهههههههههه منو جا گذاشت و رفت ولی من کم نیوردم بدو بدو به سمت مدرسه دوییدم ولی بله دیر رسیدم با استرس در کلاس رو باز کردم...

استاد: به به روز اول مدرسه دیر کردی

ات: معذرت میخوام استاد

استاد: ایندفه رو نادیده میگیرم بیا خودت رو معرفی کن


ات: چشم.؛ سلام بچه ها من کیم ات هستم از دیدنتون خوسحالم امید وارم سال خوبی رو پیش هم داشته باشیم

استاد: میتونی پیش کیم تهیونگ بشینی توهم که درست افتضاحه پس فک کنم اون بتونه کمکت کنه اون شاگرد اول کلاسه


ات: بله حتما.؛ رفتم و سر میزم نشستم رو به تهیونگ کردم و گفتم: سلام بغل دستی عزیز چطوری من کیم اتم امید وارم دوستای خوبی برای هم بشیم


تهیونگ: سلام منم تهیونگم میتونم.. ـــــــــــ.....
دیدگاه ها (۰)

part 2مستر کیمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 3مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

خب بچه ها این رمان جدیدمونه امید وارم خوشتون بیاد ی خلاصه ای...

سلام بچه ها این رمان جدیدمونه انشاالله یا فردا یا پس فردا بر...

رسیدن بیمارستان تیهونگ: کوک اروم باشکوک: باید میدونستم مامان...

ات دختری بود که کور رنگی داشت و خب به این متفاوت بودن عادت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط