{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💟

💟
زمستان
یک تو می‌خواهد
یک تو که دستانش را بشود
بی هیچ دلهره‌‌ای گرفت
یک تو که بشود
این خیابان‌های یخ زده را
گرم قدم زد...
😍 بارون داره هدر میره بیا بامن قدم بزن😍
دیدگاه ها (۱)

به نام خداوند دلهاے پاک    که نامش بود در دلت تابناکبه نام ک...

بال پرواز ندارم قفسم تنگ شده حرف مردانگی امروز چرا ننگ شده آ...

دوستت خواهم داشتبی آنکه بدانممالک احساسِ کیستی..!✌ ️😔

خدایاگیجم دلم کمی خواب میخواهدخوابی عمیق من میخوابم فقط خیل...

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

رمان تهیونگ و جنی

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

موسیقی

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

سناریو

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط