{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هجوم ِ مبهم ِ ترديد ها

در هجوم ِ مبهم ِ ترديد ها

من تو را با يك نگاهي ، خواستم

روز ِ اول من تمام ات ، با ولع

ساعت ِ آخر ، به آهي خواستم

عشق ِ تو آسان نمود اول ، وَ بعد

گفت : ما اينيم ، خواهي ؟ ، خواستم

ليك من قربان ِ چشم ِ مست ِ تو

يوسف ات بودم وَ چاهي خواستم

اين دريغي بس گران بر من گذشت

من كه حتي با نگاهي خواستم
دیدگاه ها (۱)

من مثل یک بندرم کنار دریای جنوب چشم براه کشتی...

وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست وقتی مشکل پیش بیاد...

تک پارتی نامی»»*به مناسبت تولدشش🎀*همجا سکوته خیلی مرگ باری د...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

وقتی روش کراش داری

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

انتقام سخت Part: 2ات: اوه هان واقعا نمیتونم اگه شوهرم بفهمه ...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط