در هجوم ِ مبهم ِ ترديد ها
در هجوم ِ مبهم ِ ترديد ها
من تو را با يك نگاهي ، خواستم
روز ِ اول من تمام ات ، با ولع
ساعت ِ آخر ، به آهي خواستم
عشق ِ تو آسان نمود اول ، وَ بعد
گفت : ما اينيم ، خواهي ؟ ، خواستم
ليك من قربان ِ چشم ِ مست ِ تو
يوسف ات بودم وَ چاهي خواستم
اين دريغي بس گران بر من گذشت
من كه حتي با نگاهي خواستم
من تو را با يك نگاهي ، خواستم
روز ِ اول من تمام ات ، با ولع
ساعت ِ آخر ، به آهي خواستم
عشق ِ تو آسان نمود اول ، وَ بعد
گفت : ما اينيم ، خواهي ؟ ، خواستم
ليك من قربان ِ چشم ِ مست ِ تو
يوسف ات بودم وَ چاهي خواستم
اين دريغي بس گران بر من گذشت
من كه حتي با نگاهي خواستم
- ۱۴۳
- ۲۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط