{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرگ هم دزدانه با ما عشقبازی می کند

مرگ هم دزدانه با ما عشقبازی می کند
گرچه گاهی زندگی ، لطفی مجازی می کند
سال ها بر دوش خود ، بردیم تابوت تهی
شعر هم ، دل را اسیر بی نیازی می کند
هیچ رازی نیست شاید ، در هبوط سیب سرخ
رود ، با تنهایی خود گریه بازی می کند
عشق حتی فرصت یک سجده را از ما ربود
دل که پرخون شد ، هوای بی نمازی می کند
آه ، ای فرزانگان ناگزیر از عشق و مرگ !
پس چرا عقل ، این همه روده درازی می کند ؟
راه ها از هفت سو بسته ست ، اما شک نکن
مرگ ، روزی شوق ما را چاره سازی می کند
دیدگاه ها (۱)

کاش چو توعاشق بودمکاش چوشکوه شکفتنحجله گاه عشق بودم.کاش عشق ...

تو را قسم به عشقمان دگر مرا رها مکنبه عاشقانه ها قسم به دل ...

بوسه ای بخشید و خوابم کرد و رفت،،با لب لعلش، خرابم کرد و رفت...

چشم من با چشم نازت عشق بازی میکندگوشه ی چشمت بنازم بَه چه...

ای امیر بی نظیر کائنات / ای زلال اشک تو آب حیاتمادرت گفته به...

ای امیر بی نظیر کائنات / ای زلال اشک تو آب حیاتمادرت گفته به...

..

﷽به نامِ خداوندِ عدل و انتقام━━━━━━━━━🔥 نفرین‌نامهٔ نمادینِ ...

عشق هرگز مثل آن چیزی که می‌گفتند نیستبندِ قلبم پاره و دستم ب...

عشق هرگز مثل آن چیزی که می‌گفتند نیستبندِ قلبم پاره و دستم ب...

گاهی کسی را میبینم که در حین نماز هم چشم هایش را به گناه میچ...

گاهی کسی را میبینم که در حین نماز هم چشم هایش را به گناه میچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط